ریست میکنیم ;)

وقتی هم مرد و هم زن خونه هر دو فارغ التحصیل رشته نرم افزار باشن، وقتی یخچال خونه بیخودی حتی وقتی دربش بسته است زنگ هشدار باز بودن درب میزنه چه اتفاقی میوفته ؟
هر دو تا مون تنها ایده مون این بود که باید یه بار از برق کشیده بشه و دوباره بعد از چند دقیقه وصل بشه !!!
جالب اینجاست که نظریه جواب میده !!!

دوشنبه, ۳ بهمن ۱۳۹۰

کیه کیه در میزنه ؟

نرگس زلف کجت با قمر قرینه !
تا قمر در عقربه حال ما چنینه !

یکشنبه, ۴ دی ۱۳۹۰

رویا آزاد است.

شادی جرم است.
خندیدن زشت است.
آرزو عیب است.
باران به چتر می خورد.
کوچه ها بن بست است.
هوا سرد است.
جواب سلام واجب است.
باران به چتر می خورد.
ریش تراشیدن گناه است.
دروغ مصلحتی جایز است.
عفاف، حجاب است.
باران به چتر می خورد.

بگذار انقدر باران به چتر بخورد تا دیگر نبارد !
رویا آزاد است.
رویا آزاد است.
رویا آزاد است.

چهارشنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۰

دو قطب ارائه دهنده خدمات تلفن همراه در ایران (همراه اول و ایرانسل) خیلی خنگ هستن !

به جای میلیاردی هزینه کردن برای تبلیغات و خفه کردن خودتون و مردم بهتر نیست هزینه ها رو برای مردم کم کنید و سر خدمات با هزینه کمتر با هم رقابت کنید ؟
بخدا مردم ایران زمین عقلشون به چششونه ! با یک هفته ارزون شدن ۰.۰۰۰۰۱ درصدی اجناس بازار برای رای دادن تو صف وایمیستن ! …

( همراه اول - ایرانسل ) چقدر خنگید شما !

یکشنبه, ۲۷ شهریور ۱۳۹۰

رمضان آمد و ما را رم از آن است !

خدا میتونست از روش های بهتری بدون رعب و وحشت برای پهن کردن سفره الهیش استفاده کنه ها ! نه ؟

دوشنبه, ۳ مرداد ۱۳۹۰

میگذرد !

خب کاری نمیشه کرد …
بعضی از روز ها اونجوری که میخوایی نیستن …
گند و کسالت آور …
سخت و طولانی …
پر از خبر های بد !
همیشه نباید همه روز ها خوب باشه که …
نه !
باهاس صبر کرد تا بگذره …

یکشنبه, ۲ مرداد ۱۳۹۰

پس پریشب !

مکالمات پس پریشب !
احساس گرسنگی میکنم ، گشنمه …
حسش نیست غذا درست کنم ، مسواک هم نمی زنم !
خب چرا مسواک نمی زنی ؟
من که چیزی نخوردم لااقل کرم های دندونهام یه چیزی گیرشون بیاد !

یکشنبه, ۲ مرداد ۱۳۹۰

ا ــــی بـابـا

قبل نهار گرسنه اته دستت به کار نمیره !!!!
بعد نهار سنگینی کار نمیاد دستت !
اصن شرایط اقوا کننده اییه واسه خودش !

سه شنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۰

از من ایشان را …

همین چند لحظه پیش رفتم واحد مالی برای گرفتن امضا برای گزارش سیستم ها ، بعد از سلام و احوال پرسی معمولی روزانه دیدم صدای استاد میاد که داره میخونه :

روزِ وصلِ دوستداران یاد باد

یاد باد! آن روزگاران یاد باد!

کامم از تلخیِ غم چون زَهر گشت

بانگ نوش شادخواران یاد باد

گرچه یاران فارغند از یاد من

از من ایشان را هزاران یاد باد

مبتلا گشتم در این بند و بلا

کوشش آن حق‌گزاران یاد باد

گر چه صد رود است از چشمم روان

زنده رود باغِ کاران یاد باد

راز حافظ بعد از این ناگفته ماند

ای دریغا! رازداران یاد باد!

روی صندلی خالی کنار میز نشستم و چشم هامو بستم و تا انتها گوش دادم … از رفقا خداحافظی کردم و اومدم بیرون.

سه شنبه, ۳ خرداد ۱۳۹۰

رمز ِ نبض

مـ یـ ز نـ د فـ قـ ط بـ ه یـ اد عـ شـ قـ ت ایـ ن نـ بـ ض
جـ ز تـ و مـ ن بـ ه کـ س نـ گـ فـ تـ ه بـ ودم ایـ ن رمـ ز

سه شنبه, ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۰