نقد ابد و یک روز
سینما

لطفا ابد و یک روز را نبینید

سیر داستانی این فیلم مسیری مستقیم را طی می کند و مثل خیلی از فیلم های اجتماعی کنونی تکه تکه هایی از یک داستان در زمان های مختلف را نمی بینیم. داستان تنها برای ۳ یا ۴ روز از زندگی یک خانواده را شرح می دهد که نحوه برخورد شخصیت های داستان با آن ها روند ماجرا را شکل می دهند.

چند هفته ی پیش بود که توانستم بعد از مشغله های فراوان و رفتن به سینما و مواجهه با ظرفیت تکمیل و حتی مراجعه به سایت و گیر نیاوردن بلیط، سرانجام در سینمای کوچک شهرمان به تماشای ابد و یک روز بنشینم. ابد و یک روز را سعید روستایی ساخته، جوانی که اگر او را نمی شناسید باید بگویم تنها ۲۶ سال سن دارد و می توان به عنوان یکی از آینده های سینمای ایران به او امیدوار بود.

۵fa141cf33681dee5d3c64087c87b111

سیر داستانی این فیلم مسیری مستقیم را طی می کند و مثل خیلی از فیلم های اجتماعی کنونی تکه تکه هایی از یک داستان در زمان های مختلف را نمی بینیم. داستان تنها برای ۳ یا ۴ روز از زندگی یک خانواده را شرح می دهد که نحوه برخورد شخصیت های داستان با آن ها روند ماجرا را شکل می دهند.

از وقتی از سینما بیرون آمدم تا الان که در حال نوشتن این سطور هستم جریان محتوایی و جسارت کارگردان و نویسنده ی این فیلم را می ستایم، ظریف تر و دقیق تر که نگاه می کنم شباهت های بی چون و چرایی میان خانه داستان ابد و یک روز با اوضاع کنونی جامعه میبینم، خانه ای که در آن برادران چه خوب و چه بد مقدس اند، هر کدام مسیر خودشان را دارند و همیشه در مقابل دیگری اند، خانه ای که فرزندانش تیز هوش و دلسوزند ولی تنها وسیله ای برای رسیدن برادران بزرگتر به اهداف هستند، خانه ای که خواهران از جانشان برای بهبود اوضاع می گذرند ولی راه را اشتباه می روند.
خانه ای که هر قدرتمند تر است، اجازه هر خبطی را به خودش می دهد و تنها در مواجهه به خطای دیگران از خود واکنش نشان می دهد، خانه ای که مادرش در جایگاهی مقدس نشسته و گنگ و لایعقل تنها به کام فزرندان معتادش دل می سوزاند و همه اعمالش قابل پیش بینی است.

۱۳۹۴۱۱۱۵۱۷۲۲۵۶۵۰۴۷۰۴۱۳۴۴

در این خانه جوان معتادی زندگی می کند که محسن نام دارد، محسن سابقه دار است و هیچ وقت تن به کاری غیر از فروش مواد نمی دهد اما در مقابل تنها کسی است که دلش به حال تک تک افراد می سوزد و خواهرانش را عاشقانه دوست دارد، حتی برای دفاع از پسر خواهرش هر اقدامی می کند. مرتضی برادر بزرگتر است و مصرف مواد را سالهاست که ترک کرده، کسبی ناکام دارد و در سودای راه انداختن یک فلافل فروشی و کرایه مغازه ای در جایگاهی مناسب خواهر گوچکتر و زحمت کش خانه را به مبلغی نا معلوم به یک تبعه غیر ایرانی (افغانی) شوهر میدهد.

قصد شرح روابط و اسپویل داستان را ندارم اما از هر جهت که به ابد و یک روز نگاه میکنم آن را با هدف می بینم، هدفی که ارزشمند است، هدفی که لایق نه ۳ سیمرغ، بلکه دهها سیمرغ است.

برای اولین بار بود که نقش آفرینی از نوید محمد زاده را می دیدم. نوید بی نهایت یک معتاد را خوب به تصویر کشیده، وقتی مامور ها او را می برند و از برادر کوچکش خواهش می کند و غلط کردم را بابت کتکی که به او زده بر زبان می آورد یا وقتی در سکانس رقص از پشت پنجره (در حالی که به خاطر اعتیاد از خانواده دور افتاده) و در شادی انهاست و البته وقتی که با بغض حرف از نرفتن سمیه در میانه حیاط می زند.

پیمان معادی نیز در نقش مرتضی بزرگترین برادر خانه از بی ایراد ترین نقش هایش را ایفا کرده است و به قول بسیاری تنها دلایل سیاسی باعث اختصاص نگرفتن سیمرغ بهترین بازیگر مرد به او شده است!

سیاهی و تلخی موجود در این فیلم به کام مخاطب می نشیند و کام شما را تلخ نخواهد کرد.

روز های پایانی اکران فیلم ابد و یک روز است و اگر می خواهید یک فیلم خوب ببینید حتما به شما توصیه میکنم این اثر هنری دیدنی را از روی پرده مشاهده کنید.

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × 5 =

برو بالا