معرفی کتاب: رساله درباره ی نادر فاریابی «مصطفی مستور»
معرفی کتاب

معرفی کتاب: رساله درباره ی نادر فارابی «مصطفی مستور»

اگر در داروخانه باشی اما دارو نخواهی، یا در فرودگاه اما نه به دلیل سفری یا بدرقه ای یا استقبالی، یا در گورستان اما نه به خاطر مرگ خویشی، آشنایی، دوستی، و اگر اصلا جایی باشی که لازم نیست باشی، از نوعی استغنا برخورداری. رها از شادی یا اندوه یا اضطراب یا خشم یا انتظار یا هر حس انسانی دیگری که بقیه ی حاضران آنجا درگیرش هستند. این اتلاف وقتهای مفید از جنس همان کارهای دوست داشتنی/احمقانه ای هستند که مرزهای با شکوه تلافی خرد ناب و جنون را می سازند.

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید

بی شک خبر انتشار و ورود به بازار تازه ترین اثر نویسنده برجسته کشورمان جناب آقای مصطفی مستور که پس از چهار سال از انتشار آخرین اثر داستانی‌اش با نام «سه گزارش کوتاه درباره‌ی نوید و نگار» که در سال ۱۳۹۰ منتشر شده بود، بهترین خبر روزهای آغازین سال نو در بازار کتاب می تواند باشد. کتابی که همین حالا صدر لیست پرفروشترینهای کتاب فروشیها را از آن خود کرده است. در سال جدید با طرح عیدانه فروش کتاب ارشاد در سبد خرید دوستداران کتاب قرار گرفته است. رمان جدید مستور از نظر ساختار روایی با آثار قبلی‌اش بسیار متفاوت است. در این داستان با کارکردهای نو تکنیکی این نویسنده‌ روبه‌رو هستیم که قصه‌ غیبت عجیب یک شخصیت را ساخته و خواننده‌اش را با انواع پرسش‌های ریز و درشت روبه‌رو می‌کند.

مصطفی مستور (۴)

گزیده ایی از نقد آقای اعلایی درباره رمان “رساله درباره نادر فارابی”:

نادر فارابى شخصیت کتاب جدید مصطفى مستور یک از نفس افتاده دیگر است، یک به پایان خط رسیده که در یاس هاى فلسفى درباره چیستى اتفاقات هستى، با آدم هاى کتاب هاى قبلى نویسنده اشتراک دارد.شیوه روایت کتاب روشى فارغ از روایت هاى مرسوم است و از این بابت خوانندگان کلاسیک را اغنا نمیکند. در این گونه از داستان هاى مدرن که ذاتا فرجام گریزند، خواننده با پرسش هاى متعدد و معماگونه درباره سرنوشت شخصیت مواجه است و با آنها رها میشود. مستور در این کتاب بر اصل گزارش کردن تاکید میکند. هیچ چیز حذف نشده، هیچ چیز گویى انتخاب هم نشده و صرفا فرایندهاى مختلف ذهنى نادر فارابى براى خواننده گسترانده شده تا مخاطب متاثر از احوالات نادر گردد. پس روایت داستانى در کار نیست و نباید منتظر قصه به معناى عام آن بود. اما تغییر زاویه دید شگرد اصلى نویسنده در این رمان است و از این طریق کوشیده است هرمى چند وجهى از شخصیت نادر فارابى را ایجاد کند.

مصطفی مستور (۲)

قسمتهای از “رساله درباره ی نادر فارابی”:

اگر در داروخانه باشی اما دارو نخواهی، یا در فرودگاه اما نه به دلیل سفری یا بدرقه ای یا استقبالی، یا در گورستان اما نه به خاطر مرگ خویشی، آشنایی، دوستی، و اگر اصلا جایی باشی که لازم نیست باشی، از نوعی استغنا برخورداری. رها از شادی یا اندوه یا اضطراب یا خشم یا انتظار یا هر حس انسانی دیگری که بقیه ی حاضران آنجا درگیرش هستند. این اتلاف وقتهای مفید از جنس همان کارهای دوست داشتنی/احمقانه ای هستند که مرزهای با شکوه تلافی خرد ناب و جنون را می سازند.

“کاش دنیا مثل دیواری بود که پشت داشت و می شد رفت پشت آن ایستاد. کاش دنیا در خروجی داشت که می شد از آن بیرون زد و رفت توی حیاط پشت آن و دراز کشید و خوابید یا در بی خیالی محض دست ها را توی جیب گذاشت و سوت زد یا در تنهایی مطلق نشست و سیگار کشید و قهوه خورد. کاش می شد دنیا را، منظورم این است همه ی دنیا را، همه ی دنیا را با ستاره ها و کهشان ها و آسمان ها و زمین هایش، مثل قالی لوله کرد و کنار گذاشت.

برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 − هفده =

برو بالا