رگ خواب
سینما

برداشتی دوگانه از «رگ خواب»؛ فیلم فارسی مدرن یا عاشقانه ای غمگین؟!

«»همانطور که می دانید “حمید نعمت الله” کارگردان فیلم “رگ خواب” کارگردان پرکاری به حساب نمی آید اما علی رغم کم کار بودنش، آثارش همواره اسم و رسم خاصی پیدا کرده اند و سرآغاز این اتفاق را می توان فیلم به یادماندنی“بوتیک” در سال ۱۳۸۲ دانست. او با ساخت “بوتیک” مخاطب خود را غافلگیر کرد و سپس بعد از چند سال با ساختن “بی پولی” به عرصه ی سینما بازگشت که آن فیلم هم از استقبال خوبی برخوردار شد.

بعد از بی پولی، نعمت الله دیگر یک فیلمسازی شناخته شده بود که مخاطبانش کار او را دنبال می کردند. در همین زمان او سریال “وضعیت سفید” را برای تلویزیون ساخت که البته در میان آثار تلویزیونی ایران کاری با ارزش به حساب می آمد.

سه سال قبل گویی نعمت الله تصمیم به ابداع شیوه ای جدید گرفت و فیلم “آرایش غلیظ” را ساخت که بازخوردهای متفاوتی را به دنبال داشت. مخاطبان فیلم تقریبا به دو دسته تقسیم شده بودند. آن ها یا بسیار از فیلم راضی بودند و یا بسیار سرخورده از دیدن آن از سالن سینما بیرون آمده بودند. برخوردی که هم علاقه مند و هم منتقد باشد در مخاطبان “آرایش غلیظ” بسیار کم به چشم می خورد. حال پس از گذشت سه سال و همزمان با اکران “رگ خواب” می خواهیم به بررسی اثر تازه ی حمید نعمت الله بپردازیم.

رگ خواب

فیلم سینمایی “رگ خواب” با بازی لیلا حاتمی، کوروش تهامی و الهام کردا در سال ۹۵ به کارگردانی “حمید نعمت الله” ساخته شد. این فیلم برای بار اول در جشنواره ی فجر به نمایش درآمد که با استقبال تماشاگران همراه شد. داستان “رگ خوا«ب” روایت مینا (لیلا حاتمی) است که تازه از زندگی زناشویی ناموفق خود بیرون آمده است و تصمیم دارد زندگی جدیدی برای خود بسازد. او به دنبال کار می گردد اما خیلی موفق نیست تا اینکه با “کامران حصیبی” آشنا می شود و…

مینا روایتگر اصلی داستان است زیرا در تمام مدت فیلم ما با روایت او از داستانش مواج هستیم که این روایت توانسته دنیای بدون نقص زنانه را به تصویر بکشد که شاید این بی نقصی را مدیون فیلمنامه نویس زن فیلم (معصومه بیات) باشد.

رگ خواب

رگ خواب

“رگ خواب” خیلی زود و در سکانس های نخست خود به راحتی با مخاطب ارتباط برقرار می کند و شاید این ارتباط به غیر از روایت زنانه اش به دلیل اتفاق های بدیعی است که فیلم را از یک فیلم سطحی متمایز می کند. اتفاقات عاشقانه بین مینا و کامران سطحی نیستند. این اتفاقها هر چه بیشتر تماشاگر را مجذوب می کند و به درون شخصیت های اصلی فیلم به ویژه  شخصیت “مینا” می برد. گمان کنید این فیلم بدون شخصیت پردازی عمیق و اتفاقات بدیع چه می شد؟ شاید یک طرح داستانی بسیار آشنا و به گوش خورده ای می شد که هر کدام از ما بارها داستانش را به صورت فیلم دیده ایم یا حتی کتابش را خوانده ایم.

ما در “رگ خواب” شوریدگی مینا را می بینیم که چطور در یک رابطه ی عاطفی پریشان شده و تا مرز دیوانگی و سر به خرابات گذاشتن پیش می رود. اما به نظر می رسد این پریشانی ممکن است در زندگی خیلی از زن ها که به اندازه ی مینا مبهوت و گیج نباشند هم اتفاق بیفتد پس دلیل این بی حواسی اغراق شده در مینا چه چیر می تواند باشد؟! اتفاق دیگری که در “رگ خواب” بهتر می توانست حادث شود، فرود رابطه ی عاشقانه از آن اوج زیبای خود است که شاید اگر کندتر و پخته تر اتفاق می افتاد فیلم به دو قسمت مجزا تقسیم نمی شد و وحدت و یکپارچگی آن هم طبیعتا افزایش می یافت.

نزول پیدا کردن رابطه درست بر خلاف اوج پیدا کردن آن مانند نمونه های دیگر روابط عاشقانه در سینما و حتی فیلم های فارسی اتفاق می افتد و ما روند عمیقی با توجه به رویکرد روانشناسانه ی  فیلمنامه روبرو نیستیم اما بازهم حتی در همین قسمت های فیلم، اتفاق هایی را تجربه می کنیم که “رگ خواب” را از یک فیلم ساده و سطحی متمایز می کند.

مصداق این سخن هم می تواند عکس العمل مینا در زمان خاکستری شدن رابطه باشد. مینای “رگ خواب” با سیمای “شوکران” و… زمین تا آسمان متفاوت است و این تفاوت بی شک بدون فکر حاصل نشده و حتما” حاصل شخصیت پردازی عمیق و پیچیده ی فیلمنامه ی آن است. الیته در این میان فضا سازی کارگردان که همیشه آثارش را در زمره ی فیلم های تفکر برانگیز قرار گرفته است را نباید نادیده گرفت. در آخر اینکه به نظر می رسد “رگ خواب” نعمت الله حتما پتانسیل دیده شدن و تفکر برانگیز بودن را دارا بوده و هست.

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهارده − 10 =

برو بالا