خلاصه داستان فیلم فروشنده
سینما

حاشیه‌های فیلمنامه فیلم فروشنده از اصغر فرهادی

پیش از هر چیز اخطار می دهم که خواندن متن زیر داستان “فروشنده” را لو خواهد داد (خطر اسپویل داستان)

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید

با کمال افتخار از اینکه شاهد دریافت دو جایزه از هفت جایزه جشنواره کن برای ایران عزیز بودیم بسیار خوشحالم و باعث افتخار خود میدانم که با نگاشتن این سطور هر گونه سوء تفاهم یا کج بینی راجع به داستان فیلم فروشنده را در اذهان عمومی مرتفع سازم.

پیش از هر چیز اخطار می‌دهم که خواندن متن زیر داستان “فروشنده” را لو خواهد داد (خطر اسپویل داستان)

وقتی چشمم به تیتر “همانطور که پیش بینی می‌شد!” از ستون یادداشت میهمان روزنامه کیهان خورد که راجع به جایزه کن و فیلم فروشنده بود تا انتهای مطلب را پیش بینی کردم. دست و دلبازی‌های معمول که هر کور سوی امیدی را از روی قصد و غرض می‌دانند و گمان و شک اینکه مبادا همه چیز در عرصه سیاست برنامه ریزی شده باشد و مبادا تذکر آنها از قلم بیافتد، را دور از ذهن نمی‌بینم، در ادامه این مطلب نگارنده کیهان اهدا جایزه و ورود فیلم به فستیوال را فراقانونی و برنامه ریزی شده خوانده و ورود غیر قائده را به خاطر پرداختن به موضوع تعرض و تجاوز جنسی پیرامون یک زوج می‌داند و عین عبارت که “تعرض و تجاوزی که به کارگیری غیرت و تعصب در قبال آن (در این فیلم) خشونت طلبی و نکوهیده تلقی می‌شود.”

با خواندن این سطور از ستون روزنامه اجمالا مواردی را باید به اطلاع برسانم و در قدم اول:

قبل از هر اظهار نظری باید بگویم داستان فیلم فروشنده برداشتی است دلخواه از رمان مستاجر به قلم رولان توپور که در سال ۱۹۶۴ در فرانسه چاپ شده و در خلاصه آن آمده که :

ترلکوفسکی که مدتی است به دنبال خانه می‌گردد، اتاق مناسبی را در اپارتمانی کرایه می‌کند، او متوجه می‌شود که مستاجر قبلی این اتاق چند روز قبل از مراجعه او، به طرز مشکوکی خودکشی کرده‌است… کم کم فضای اپارتمان و رفتار همسایه‌ها توجه ترلکوفسکی را به خود جلب می‌کند و…

در متن خلاصه داستان فیلم فروشنده هم می‌خوانیم که

داستان از این قرار است که  آپارتمانی در تهران در حال فرو ریختن است و ساکنان آن از جمله زوج متاهلی که شخصیت‌های اصلی داستان‌اند، عماد (شهاب حسینی) و رعنا (ترانه علیدوستی)، برای نجات جان خود با عجله در حال فرار از خانه‌اند.  در پایان خانه سر جایش ثابت می‌ماند، با ترکی عمیق بر روی دیوار که منجر به نشت گاز می‌شود. عماد و رعنا مجبور می‌شوند که خانه‌ی تازه‌ای پیدا کنند. آنها سریعاً می‌روند به واحد بزرگ ولی قدیمی خانه‌ای که در نزدیکی همان‌جا واقع است. اما ظاهراً ردپای ناخوشایندی از گذشته‌ی خانه هنوز باقی مانده. مستأجر قبلی نیمی از اثاثش را جا گذاشته و حاضر نشده که برای بردنشان بیاید. وقتی که علتش را می‌پرسند، در جواب معلوم می‌شود خانم مستأجر، آن طوری که در بیان مردم تهران رایج است، با مردهای زیادی پریده، به بیان دیگر روسپی بوده. نق نق‌ها شروع می‌شود و بعد از آن اتفاقی می‌افتد که سبب نادیده گرفتن موضوعی سیاه‌تر می‌شود. رعنا در خانه تنها است و می‌شنود که کسی وارد خانه شده. به تصور این که عماد است شروع می‌کند به حرف زدن، اما عمادی در کار نیست.

۱۳۹۵۰۱۲۷۱۱۵۵۱۷۱۹۷۷۵۱۴۵۸۴

شب همان روز عماد به خانه برمی‌گردد و وقتی که از پله‌ها بالا می‌رود، ردپای خونی در راه‌پله‌ها به چشمش می‌خورد و همسرش را در حالی می‌بیند که وقتی زیر دوش بوده، توسط کسی که وارد خانه شده به سرش ضربه خورده. در بیمارستان سرش را بخیه می‌زنند و معلوم می‌شود که مشکل جشمی خاصی ندارد. به غیر از این که اوضاع کلاً خوب نیست. چنین اتفاقاتی پیش می‌آید و آدم‌های خوب در شهرهای بزرگ ممکن است که مورد حمله قرار بگیرند. اما آنچه که بر سر رعنا آمده، خوبی ذاتی‌اش را تحت تأثیر قرار می‌دهد. رعنا وحشت کرده…حالت تدافعی هم بهش دست داده. از عماد که معلم ادبیات دبیرستان است می‌خواهد تا کارش را رها کند و در خانه پیشش بماند… اما از طرف دیگر هم می‌خواهد که تنها باشد. رعنا مجموعه‌ای از تنش‌ها و فراتر از آن مجموعه‌ی تناقضات است. از سر تنش و استرس شروع می‌کند به پرخوری. عماد در قالب جوانمردی تمام عیار ظاهر می‌شود که فقط به دنبال آرامش و حمایت از همسرش است. اما اوضاع وقتی به هم می‌ریزد که احساسات زنانه‌ی غیرمنطقی رعنا این اجازه را به او نمی‌دهد و عماد هم طاقتش تمام می‌شود.

همانطور که شاهد هستید دورن مایه داستان از یک رمان فرانسوی نشات گرفته که آن را برآورده از فرهنگ و شئون زندگی انسان‌هایی با فرهنگ کشور فرانسه و چیزی حدود ۵۰ سال پیش است.

راجع به این جریان چند نکته را لازم یه ذکر می‌دانم، اول اینکه کدام جلوه از تعصب را پسندیده باید شمرد؟ تعصبی که به لفظ از عصبیت و بی دلیل و چون و چرا چیزی را تایید کردن است؟ از تمامی خوانندگان این مطلب تقاضا دارم اگر در بطن جامعه موردی را یافته‌اند که شخصی با تعصب توانسته حرفی عاقلانه بزند و حکمت و تدبیر را در آن لحاظ کند برای بنده حقیر معرفی کنند در قدم بعدی سوالی در ذهن دارم اینکه کدام جلوه از برخورد خانواده‌های ایرانی در مقابل هر گونه تعرض جنسی را می‌پسندیم، صحیح است و مقبول شما می‌افتد؟ بدون شک نمونه‌هایی از این جریان را در دل جامعه دیده و شنیده ایم، اغلب خانواده‌ها فرد مورد تعرض قرار گرفته را ترد می‌کنند و هزاران نوع انگ به او می‌زنند و در حتی در نهایت او را مقصر می‌خوانند و در بسیاری از موارد حتی شاهد خوکشی‌های افراد مورد تعرض بوده ایم. برخورد‌های غلط و متعصبانه باعث چنین رویداد‌هایی شده و متاسفانه علی رغم اینکه مورد نکوهش قرار نمی‌گیرد، وقتی توسط فیلم سازی ایده ساخت فیلم شده تا بتواند قدمی در اعتلای فرهنگ جامعه بردارد و یا مشکلی را بازگو کرده که صاحبان افکار را به تلاطم برای حلش بنشاند، مورد نکوهش قرار می‌گیرد؟

مورد دوم اینکه در تمام دنیا سینمای ایران جزو با حیاترین و نجیب‌ترین سینما‌ها نام برده می‌شود و هر کجا نامی از فیلم‌های ایرانی به زبان می‌آید از دریچه معنا و مفهوم و غنی بودن به آنها پرداخته می‌شود که این مهم از بزرگترین محاسن این سینماست. جالب اینجاست که در همین مسیر هم شاهد برخورد‌هایی بسیار زننده و باز هم بدور از … راجع به هنرمندان صاحب پیشینه این عرصه هستیم و هنوز هم که هنوز است جریان شهر کاشان و خانم معتمد آریا فراموش نشده است و صد البته هنوز جوابی در به این عمل داده نشده است !!!

در وضعیتی که امکان پخش تیزر‌های تولید شده برای فیلم‌های سینمایی ایرانی در تلویزیون ملی نیست و هزاران نوع فیلتر حتی به سانسور تیزر‌ها می‌پردازد چه جای گله و شکایت است؟ مگر جای و مکان جولان به این سینما داده شده که اکنون توقع حضور آنها در ساختار و چهارچوب مورد تایید افکار خاص باشد؟

همگی شاهد اقبال این روز‌های سینمای فهیم ایران هستیم، اقبالی که بدون تعارف بعد از فیلم‌های خوب که تا پیش از این هم شاهد رونمایی آنها بودیم اکنون از کانال‌های ماهواره‌ای تبلیغ می‌شوند و همین نکته باعث دیده شدن بیشتر این آثار است. سریال خانگی شهرزاد که با اقبال خوبی همراه بود هم می‌تواند صحه بگذارد بر سیاست‌های غلط صدا و سیمای دولتی ایران که این روز‌ها درمان دوایش را تنها تغییر مدیریت می‌داند !

 

 

برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ده − 4 =

برو بالا