بهومیل هرابال
ادبیات جهان

حزب روشنفکرِ کارگر و ایدئولوژی های کور «تنهایی پر هیاهو، بهومیل هرابال، مترجم پرویز دوائی»

بهومیل هرابال؛ داستان نویس و دارای دکتری حقوق؛

بسیاری آثار او را نه یک روایت ساخته شده ی داستانی که تاریخی معاصر بر روزگارش می دانند. روایت اتفاقاتی از بطن جامعه و برای جامعه است. روزگارانی که مردم چک را متحمل می شد و صدایی که توسط حزب کارگر – روشن فکرها فراتر از محدوده ی جغرافیایی می رفت.

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید

” بیشتر، اتاقکهایِ سوخت اندازیِ حرارت مرکزیِ ساختمان ها را دوست داشتم که در آن ها مردانی با تحصیلات عالی، مثل سگی که به لانه اش، به شغل های خود زنجیر شده اند. “

دانش و دانستن همان قدر که مهم و ضروری است همان قدر هم خطرناک و محدودیت آور است. در حکومت های دیکتاتوری، ذهن، حد دارد و سرانجامی بر تحلیل های فرد مشخص است. در بین واژه ها گمگشته ترین واژه آزادی می شود و “دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم و دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد.”
دانشمندان، متفکران، پژوهش گران، نخبگان و افرادی با مدارج بالای تحصیلی محکوم به سکوت می شوند و تنها راه گذران عمرشان کار کردن در دورترین نقاط اجتماعی است. فعالیت هایی جنون آمیز که به اختیار و یا اجبار برگزیده آنهاست و به این فعالیت ها دچار هستند. اساتید دانشگاه که دست فروشی می کنند، هنرمندان که به دوره گردی مشغول اند و دانشجویان موظف به شغل هایی دور از تخصص شان می شوند.

در اواسط قرن بیستم قشر و حزب روشن فکر کارگر و یا کارگر – روشن فکر به امری عادی و همه باور تبدیل شد و جامعه به عنوان بخشی از کل پذیرای چنین افرادی شد.

بهومیل هرابال

بهومیل هرابال

بهومیل هرابال؛ داستان نویس و دارای دکتری حقوق؛

بسیاری آثار او را نه یک روایت ساخته شده ی داستانی که تاریخی معاصر بر روزگارش می دانند. روایت اتفاقاتی از بطن جامعه و برای جامعه است. روزگارانی که مردم چک را متحمل می شد و صدایی که توسط حزب کارگر – روشن فکرها فراتر از محدوده ی جغرافیایی می رفت. سوزان سانتاگ نویسنده و ناقد صاحب نظر و معروف آمریکایی که به تازگی درگذشت در باب تنهایی پر هیاهو چنین می نویسد: “این کتاب، یکی از بیست کتابی است که تصویر نوشتن را در عصر ما باز می نماید.” همچنین بهومیل هرابال نویسنده و  صاحب اثر در مصاحبه ای چنین بیان می کند: “… یگانه هدف و مصرف حضور من بر عرصه این سیاره آن بوده که تنهایی پر هیاهو را بنویسم …”

آثار هرابال در کشور چک به صورت خودنشر و یا به عبارتی شب نامه چاپ می شد و یا در سازمان هایی در خارج از کشور به خصوص در کانادا به انتشار می رسید و به زبان های مختلف ترجمه می شد و در ابتدای این آثار جمله ی “این کتاب بدون اجازه نویسنده به چاپ رسیده است” را یاد آور می شدند تا برای مولف مشکل و معضلی پیش نیاید. تنهایی پر هیاهو در طی دو سال نوشته شد و بعد از یک سال به صورت شبنامه در بین مردم پخش شد و بعد از آن در خارج از کشور انتشار یافت و نهایتا با ۱۳ سال تاخیر در سال ۱۹۸۹ در کشور چک به چاپ رسید.

تنهایی پر هیاهو خط فکری و جهان بینی بهومیل هرابال است. ناجور زیستن و ستایش ناجور زیستن. نام این کتاب به سبب نشست و برخواست های هرابال با هنرمندان سور رئال چک از این جنس است. پارادوکسی مطلق و قرار گیری پست و بلندی ها در کنار هم. شخصیت اصلی این کتاب هانتا است. مردی درونگرا، تحصیل کرده، منزوی و دور از هیاهو. او در زیر زمینی نمناک و قدیمی مامور خمیر کردنِ اوراقی است که از سوی اداره سانسور فرستاده می شود. کار کردن چنین فردی آن هم در طبقات زیر زمین سمبولیسمی مدرن در یادداشت های این نویسنده است. هانتا تشنه ی دانستن است و معلومات بی نظیری در سیاست، فلسفه و هنر دارد. او قبل از تخمیر کردنِ اوراق، به مطالعه ی آن ها می پردازد و همین باعث می شود که جهان بینی متفاوتی داشته باشد. هانتا معتقد است کتاب ها، مقاله ها و دست نویس هایی که برایش می فرستند دارای روحی زنده هستند که با خمیر کردن، آن ها را می کشد.

بخشی از کتاب تنهایی پر هیاهو: ” من مثل حضرت آدم در میان خلنگزارها، در خودم جمع می‌شوم، کتابی را برمی‌دارم و چشم‌هایم با هراس به درون دنیایی سوای جهان اطراف خودم باز می‌شود. چون که وقتی شروع به خواندن می کنم به عالم دیگری فرو می‌روم، در متن غرق می‌شوم. خودم هم حیرت می‌کنم و باید گناهکارانه اعتراف کنم که واقعا در عالم رویا بوده‌ام، در دنیایی زیباتر، درقلب حقیقت. ”

بهومیل هرابال

بهومیل هرابال

پرویز دوایی درباره او می‌نویسد:

“هرابال که همه‌ عمر نویسنده‌ای پرکار و توقف‌ناپذیر بود، هرچند که می‌نوشت و بسیار می‌نوشت، نویسنده به اصطلاح “برای کشوی میز” (سر طاقچه) بود، که در واقع در مورد هرابال توصیف دقیقی نیست، چون که آثار او در نسخه‌های متعددی به صورت دستی یا سامیزدات (از یک واژه‌ روسی و رایج در جهان، که نقش آن در فرهنگ بعضی از جوامع، بحث جداگانه‌ای را می‌طلبد) تکثیر و بین دوستان و دوستدارانش توزیع می‌شد و هرابال در پشت پرده نویسنده‌ای بود شناخته شده و ارجمند، هرچند نه در حد بسیار وسیع.”

بهومیل هرابال در اواخر عمر به دلیل بیماری در بیمارستانی در پراگ بستری بود، روزی در فوریه ۱۹۹۷ تخت خود را به بهانه ی دانه دادن به کبوترها ترک کرد و لحظاتی بعد متوجه ی افتادن او از طبقه پنجم ساختمان شدند. او ۸۲ سال داشت.

برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × سه =

برو بالا