ادبیات داستانی

در جامعه ما هر کسی که در مراسم تدفین مادرش گریه نکند، می‌تواند محکوم به مرگ شود. بیگانه، آلبر کامو، ترجمه خشایار دیهیمی

شاید سوالی که هنوز پس از گذشت ۷۵ سال از بیان این داستان مطرح است این باشد که؛ براستی مورسو یک قهرمان است و یا ضدقهرمان؟

سال ۱۹۴۲ انتشارات گالیمار و نشر کتابی به نام بیگانه

مرسو نام شخصی درونگراست که از روال ها فاصله گرفته است و با آداب و رسوم رایج غریبی می کند. او با متن جامعه بیگانه است. کامو در مقدمه ای می نویسد: دیرگاهی است که رمان بیگانه را در یک جمله خلاصه کرده ام که می دانم بسیار پارادوکسی بود: ((در جامعه ما هرکسی که در مراسم تدفین مادرش گریه نکند، می تواند محکوم به مرگ شود.)) همچنین سارتر در متنی برای بیگانه یادآور می شود: ((در میان آثار ادبی ما این داستان، خودش هم بیگانه است.))

در ابتدای روایت ما با دو جمله کوتاه مواجه می شویم که شرح کاملی است از انسانی که با کلیشه ی قواعد بیگانگی می کند. ” مامان امروز مُرد. شاید هم  دیروز. ”  مورسو یک نماد است. نمادی از یک حقیقت. از یک سکون و از یک ثبات. او به سبب مطلق گرایی اش و به سبب صراحت حس اش از جامعه، محیط، جمع، اجتماع و به طور کلی از مردم طرد می شود و به کور سوی اعماق ذهن، خموده و منزجر ریشه می دواند.

 

L’ecrivain Albert Camus (1913-1960) ici chez lui le 13 juin 1947 — French writer Albert Camus (1913-1960) at home june 13, 1947 colorized document

او مرتکب قتلی معما گونه شده است و در سلول زندان منتظر مرگ خویش است. نکته ی مبهم ماجرا این است که او هیچ وقت اعتراف به پشیمانی نکرد و بیش هر چیز اعصابش از کرده خود خرد است.

مورسو مردی پوچ گرا است که هنجارهای اجتماعی را می شکند. وجود انسان ها در دنیای او بیهوده است و معنایی ندارد. شاید شرایط اقتصادی و چندگانگی فرهنگی او مسبب جدایی عاطفی او از جامعه شده باشد. زمانی که به داستان می پردازیم صورت مسئله بسیار ساده بیان می شود؛ او به دلیل ناتوانی مالی، مادرش را به نواخانه می سپارد. اما لایه های پنهان و پیچیده ی افکار کامو ما را به سوی دنیایی وسیع تر و عمیق تر سوق می دهد. دنیایی که برای هر شخصی قهرمان و ضدقهرمان داستانی متفاوت دارند. زیرا مورسو دارای صراحت در بیان حس است و این مسئله خط و منش فکری او را تشکیل داده است.

کامو گستاخانه و بدون تعصب مورسو و یا به عبارتی خاصیتِ این تفکر را به نسبت نزدیک ترین و پر رنگ ترین عنصر حیات هر بشر می گیرد؛ مادر. اما کرختی و سکون اعماق فکری شخصیت و یا نماد داستان بر همه چیز مسلط می شود و از لبه تیز فکری او رهایی نمی یابد.

شاید سوالی که هنوز پس از گذشت ۷۵ سال از بیان این داستان مطرح است این باشد که؛ براستی مورسو یک قهرمان است و یا ضدقهرمان؟

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
۲ دیدگاه

2 دیدگاه

  1. Masoumeh arab

    ۵ مرداد ۱۳۹۶ at ۷:۴۲

    0

    بیگانه واژه ایست با بار منفی ،
    و مورسو بیگانه تلقی میشود
    اما آیا مورسو بار منفی دارد ؟
    مورسو تنها نمیتواند به مسئله ای اهمیت خاص نشان دهد ،
    و هنگام اضطرار از خود دفاع میکند .
    میشود از منظر های مختلف مورسو را مورد بررسی قرار داد .
    شاید هنگام وارد شدن مصیبت به زندگی مان به جای حس یاس و شکست بتوانیم غروب خورشید یا چروک پیشانی پیرمرد را ببینیم .
    میدانم تقریبا غیر ممکن است
    اما جان کلام این است که مسائل حاشیه چندان هم پوچ نیستند .
    مثلا هنگام شرکت در یک مسابقه جهانی اگر به اصل رقابت ، پیروزی ، تعداد شرکت کنندگان و … فکر کنیم قطعا دچار استرس و عواقب آن میشویم ، حال اگر در همان هنگام به مسیر طی شده یک زنبور یا بارش سنگین برف سال گذشته فکر کنیم چه ؟
    سیر در حاشیه در مواقع حساس را تایید میکنم اما بی حوصلگی مورسو یک خصیصه ذاتی در او بود .
    به لحاظ نماد پردازی مورسو نماد تغییراتی است که دستخوش تقدیر میشوند .
    بر تخته چوبی روی اقیانوس ارام نشسته و افق را مینگرد اما ناگهان چشمش به جزیره زیبایی میخورد (پیشنهاد ازدواج ماری)
    مشتاق میشود و به سمت جزیره پارو میزند (میل به ازدواج با ماری)
    ناگهان موج کشتی عبوری اورا به عمق اقیانوس فرو میبرد (دعوا با عربها که به خاطر شخصی دیگر شکل گرفت)

  2. محمد حیدری

    محمد حیدری

    ۵ مرداد ۱۳۹۶ at ۱۵:۲۹

    0

    گرچه در عقاید شما با سمبولیسم موافق نیستم اما بسیار تعابیر جالبی بود.

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × 4 =

برو بالا