ناتور دشت
ادبیات جهان

ناتور دشت؛ یک روایت از تنهایی “جی.دی. سالینجر”

جروم دیوید سالینجر یا جروم دیوید سَلینجر نویسنده ی آمریکایی در سال ۱۹۱۹ میلادی  در نیویورک به دنیا آمد. اطلاعات شخصی زیادی از زندگی او در دسترس نیست و تنها می دانیم که او از پدر و مادری مسیحی و یهودی بود و پس از سفرش در جوانی به اروپا، در نیویورک به تحصیل پرداخت اما آن را نیمه کاره رها کرد و رو به نوشتن آورد. او اولین داستانش را در همین دوران یعنی سال ۱۹۴۰ با نام “جوانان” در مجله ی استوری به چاپ رساند. چند سال بعد (طی سال‌های ۱۹۴۵ و ۱۹۴۶)، داستان ناتورِ دشت (ناطورِ دشت) به شکل دنباله‌دار در آمریکا منتشر شد و سپس در سال ۱۹۵۱ روانهٔ بازار کتابِ این کشور و بریتانیا گردید. داستان ناتور دشت تبدیل به مهمترین اثر سالینجر شد و به سرعت او را به ادبیات جهان شناساند. از جی.دی سالینجر، نویسنده امریکایی، علاوه بر «ناتور دشت» کتاب‌هایی چون: داستان (در ایران به نام: دلتنگی‌های نقاش خیابان چهل و هشتم)، خاطرات شخصی یک سرباز، جنگل واژگون، فرانی و زویی، هفته‌ای یک بار آدمو نمی‌کشه و نغمه‌ی غمگین  به فارسی ترجمه شده و در ایران به چاپ رسیده‌اند. سرانجام سالینجر در ۲۷ ژانویه ی سال ۲۰۱۰ میلادی زندگی خاص و البته اسرار آمیز خود که کنجکاوی بسیاری را بر می انگیخت را بدرود گفت و از دنیا رفت.

ناتور دشت

ناتور دشت

ناتور دشت

داستان ناتور دشت از زبان هولدن کالفیلد پسر نوجوانی روایت می شود که در هنگام آغاز رمان در یک آسایشگاه بستری است. او داستان زندگی خود را تا قبل از ورود به آسایشگاه بازگو می کند. قصهٔ هولدن کالفید، نوجوان دبیرستانی تنهایی است که از دبیرستان پنسیلوانیا اخراج می‌شود و سفری را به سمت خانه در نیویورک آغاز می‌کند. این مسافرت مکاشفهٔ کابوس، تمسخر، تنهایی و دیدن جهان به چشم دیگر است. هولدن در این سفر با بسیاری آدم‌ها برخورد می‌کند. سرانجام، تصمیم می‌گیرد از فرار و گریز دست بکشد و بماند. سالینجر در این رمان و در بیشتر آثار دیگرش به دوران جوانی و نوجوانی انسان می پردازد. سالینجر دنیای بزرگسالی را زندگی بسیار کثیفی می­داند. او می­گوید: “زندگی بزرگسالی در واقع زندگی مصرف­گرایی و مادی پرستی است، بزرگسالان همیشه آدم­های متظاهری هستند و از آن مهم­تر آدم­هایی هستند که دارای یک خود متورم هستند و از آن Ego خودشان چیزی ساخته­اند که بیش از آنی هست که واقعاً وجود دارد.”  علی رغم اینکه سالینجر به شدت علاقمند به موضوعات آمریکایی است اما مضمون داستان هایش بیشتر از اینکه تنها آمریکایی باشد مضمونی جهان شمول است. سالینجر از انسان تنها و منزوی عصر مدرن می نویسد. در داستان ناتور دشت سالینجر، خواننده با تضادی بین دنیای ذهنی و دنیای بیرونی شخصیت مواجه می شود. این دو دنیا به هیچ عنوان با یکدیگر انسجام و ارتباطی ندارند و همین است که شخصیت های آثار وی اغلب مجنون و دیوانه به نظر می رسند. این پریشانی شخصیت های سالینجر با اوضاع و شرایط بیرونی دنیا و جامعه آمیخته شده است و به نوعی در همین آمیختگی است که نگاه نقادانه ی سالینجر را به عوامل بیرونی و زندگی اجتماعی عصر معاصر می بینیم. او در خلال پریشان احوالی شخصیت خود نظام آموزش را به صراحت به باد انتقاد می گیرد و آن را بی تاثیر در این احوال شخصیت نمی داند.

زبان در ناتور دشت زبان بسیار صریحی است و این صراحت و جسارت جایی پیش می رود که کتاب ناتور دشت در سالهای چاپ خود در بعضی از ایالت های آمریکا ممنوع می شود و در بسیاری از شهرها نیز یکی از آثار ممنوعه به حساب می آید. اما این کتاب چنان در بین جوانان مشهور و محبوب شده بود که به خواندن آن به عنوان یکی از الزامات به حساب می آمد. منتقدین همواره سالینجر و آثارش را با مارک تواین مقایسه کرده اند و نقاط اشتراک زیادی بین آن دو پیدا کرده اند. آن ها همچنین ناتور دشت را به نوعی شبیه به “هاکلبری فین”  مارک تواین می دانند. چیزی که واضح به نظر می رسد، دقت هر دو نویسنده به کشورشان و اهمیت آمریکا برای آن ها است اما وقتی با آثار مارک تواین مواجه می شویم نگاه خوشبینانه ی او بسیار بیشتر از سالینجر است و گویی مارک تواین به جامعه ی آمریکایی هنوز امیدهایی دارد که سالینجر از آن ها مایوس شده است.

ما در ناتور دشت با یک شخصیت به اصطلاح “ناسازگار” روبرو می شویم. این شخصیت، جهان را محل زندگی نمی‌داند و با جهان سویِ چالش و اعتراض و ناسازگاری دارد. در اکثر موارد در نظرات کسانی که این رمان را خوانده اند با وجود تفاوت های سنی زیاد بین آن ها، همگی به نوعی با این شخصیت افسار گسیخته و شاید آنارشیست هولمر هم ذات پنداری پیدا کرده و آن را دوست می دارند. ناتور دشت سه بار، ابتدا در دههٔ ۱۳۴۰ شمسی و بار دیگر در سال ۱۳۷۰ و پس از آن در سال ۱۳۹۴ به فارسی ترجمه شد.

ناتور دشت / جروم دی سالیجر

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه + 3 =

برو بالا