مردی به نام اوه نوشته فردریک بکمن
ادبیات جهان

«مردی به نام اوه» نوشته‌ی فردریک بکمن؛ “تعهدی پایند و عشقی به وسعت بی‌نهایت”

دوست داشتن یه نفر مثه این می‌مونه که آدم به یه خونه اسباب کشی کنه. اولش آدم عاشق همه چیزهای جدید میشه، هر روز صبح از چیزهای جدیدی شگفت زده میشه که یکهو مال خودش شده اند و مدام می‌ترسه یکی بیاد توی خونه و بهش بگه که یه اشتباه بزرگ کرده و اصلا نمی‌تونسته پیش بینی کنه که یه روز خونه به این قشنگی داشته باشه.

کتاب مردی به نام اوه به نویسندگی “فردریک بکمن” سوئدی در سال ۲۰۱۲ انتشار یافت. این کتاب که اولین رمان بکمن محسوب می شود، مورد استقبال فراوانی قرار گرفت و اکنون نیز بعد از گذشت چند سال هنوز در زمره پرفروشترین کتاب های جهان به حساب می آید.

مردی به نام اوه تاکنون به ۳۰ زبان در دنیا ترجمه شده است. “هانس هولم” بر اساس رمان “مردی به نام اوه” فیلمی ساخت که در سال ۲۰۱۶ در آمریکا به اکران سینماها درآمد. مردی به نام اوه، چهل فصل دارد و هر فصل با یک عنوان آغاز می شود. داستان از این قرار است که مردی ۵۰ ساله به نام اوه همسرش، سونیا را به علت سرطان از دست داده است و او را اجباری بازنشسته کرده‌اند تا از نیروهای جوان استفاده کنند. اوه که علاقه ی زیادی به همسرش داشته پس از مرگ او، امیدی ندارد و در فکر خودکشی است. هر دفعه که می‌خواهد خودکشی کند، اطرافیان جلوی این اقدام او را ناخواسته و ندانسته می‌گیرند.

این داستان به صورت کلی در جریان است اما خواننده در خلال خواندن رمان با گذشته ی اوه آشنا می شود و در جریان زندگی او و آشناییش با سونیا قرار می گیرد. داستان زندگی آن ها در رمان روایت می شود. آن ها زندگی خوبی دارند. شکل روایت از همان ابتدای داستان می تواند خواننده را درگیر ماجراهای رمان می کند. اوه مدام در موقعیتی قرار می گیرد و آن موقعیت شرح داده می شود. با چند جمله ی ابتدایی شخصیت اوه به نوعی شرح داده می شود. این ها جملاتی خبری هستند که صرفا قصد معرفی ندارند اما در واقع با ریز بینی می بینیم که این اتفاق در همان ابتدا افتاده و خواننده اوه را می شناسد.

اوه شخصیتی سنتی است که در دنیای مدرن به گونه ای معذب است. او با همه ی عناصر موجود در اطراف خود چه انسان و چه غیر انسان در کشمکش است. در این میان کسی در زندگی او پیدایش می‌شود که با برخوردهای خود تغییراتی را در اوه ایجاد می کند. این شخصیت زنی ایرانی به نام “پروانه” است که در همسایگی اوه زندگی می کند.

اوه با تغییراتی که پروانه در او ایجاد می کند از آن حال عصبی، پرکشمکش و منزوی بیرون بیاید و به نوعی به زندگی در حال برگردد. و اما حضور پروانه شاید مهمترین نکته در داستان است. این غریبه، زنی است از یک قاره ی دیگر، با زندگی متفاوت، با شوهر و بچه‌هایش در جهانی از آن خود می‌زید، هر وقت خواست پیدایش می‌شود و بعد غیبش می‌زند.

پروانه بدون اینکه رابطه ای عاشقانه با اوه برقرار کند او را به زندگی بازمی گرداند. شخصیت پردازی رمانِ مردی به نام اوه آنقدر عمیق هست که بتوان آن را در زمره داستان های شخصیت محور به حساب آورد. شخصیت اصلی داستان از ابتدا تا انتها سیر تغییر و تحولی را سپری می کند که این شاید بزرگترین اتفاق در رمان مردی به نام اوه باشد.

این رمان با ساختاری که می توان گفت کلاسیک است (داری مقدمه، میانه و پایان) و گره افکنی و گره گشایی نیز دارد اما با روایتی مدرن بازگو می شود و زبان طنزگونه اش می تواند داستان را از هرگونه خشکی به دور نگه دارد. نویسنده توانسته علاوه بر روایت و زبان تازه پیامی را که شاید پیامی انسان دوستانه و صلح آمیز میان انسان ها باشد را با مهندسی محتوا و اطلاعات به گونه ای غیر مستقیم در تمام داستان جاری کند. شاید اتفاق دیگری که رمان را از رمان های متوسط متمایز می کند، پایان بندی منحصر به فرد آن باشد. درست همان جا که مرحله پیش از پایان داستان، به سمت کلیشه های متداول تمایل پیدا می کند، نویسنده آن را نجات می دهد و پایان را کمی عقب تر می اندازد.

مردی به نام اوه با ترجمه ی فرناز تیمورازف توسط نشر نون در ایران منتشر شده است.

مردی به نام اوه نوشته کارل فردریک بکمن

مردی به نام اوه نوشته کارل فردریک بکمن

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − ده =

برو بالا