شکست عاطفی
زندگی و سلامت

چگونه شکست عاطفی را فراموش کنم و بیشتر از این در جهنم رابطه قبلی نمانم؟

چرا نمی توانیم خود را از شکست عاطفی را رها کنیم و به زندگی مان ادامه بدهیم؟

این روزها شنیدن و دیدن افرادی که نگران و اشک ریزان از به هم خوردن رابطه عاطفی شان صحبت می کنند کم نیست. ولی بعضی ها خیلی طول می کشد تا دوباره به مسیر زندگی برگردند و بتوانند بر شکست عاطفی شان غلبه کنند. این دسته از افراد چه باید بکنند تا زودتر از این دوره پر رنج با درسی از تجربه بیرون بیایند؟

شکست های عاطفی تنش ها و فشارهای روحی زیادی به شخص وارد می کند. گاهی ماه ها و سال ها طول می کشد تا شخص پس از شکست عاطفی دوباره خود را پیدا کند. احساس می کند خود را گم کرده است، از محبت او سوء استفاده شده است، او را مثل یک عروسک دست و پا شکسته دور انداخته اند. چه وقت پرارزشی از زندگی اش را تلف کرده است.

بعضی ها ذاتا مهربان اند. حتی وقتی در شرایطی قرار می گیرند که دیگران به آن ها دروغ می گویند، بدی می کنند یا با خودخواهی رفتار می کنند آدم های مهربان معمولا واکنش بدی نشان نمی دهند. گاهی سکوت و گاهی خودخوری می کنند. در یک رابطه عاطفی همیشه این افراد هستند که کوتاه می آیند، از خود گذشت نشان می دهند، به حرف های طرف مقابل گوش می کنند، برای کمک کردن آماده هستند. به قول معروف چیزی کم نمی گذارند. این دسته از آدم ها را به اصطلاح ” دهنده” Giver می گویند.

یعنی در هر رابطه ای فداکاری و ایثار دارند. به عقاید دیگران احترام می گذارند. هر کسی وارد زندگی شان بشود او را از صمیم قلب دوست دارند. کسی را به بازی نمی گیرند. ولی این همه صداقت به آن جا می رسد که دیگر خودشان را نمی بینند. و وقتی پای شکست عاطفی در میان باشد این قطع رابطه از طرف آن ها نیست. در واقع کنار گذاشته می شوند. به همین دلیل احساس شکست عاطفی بعد از قطع یک رابطه عاطفی در این افراد شدیدتر است چون فکر می کنند مورد سوء استفاده قرار گرفته اند. در نتیجه ضربه های روحی شدیدی را متحمل می شوند.

مقاله نت نوشت امروز به ۳ روش مرحله به مرحله برای بازیابی خود بعد از یک شکست عاطفی اختصاص دارد. آن چه در این مقاله می آید حاصل تجربه های فردی افرادی است که پس از یک شکست عاطفی دوران غم را برای خود کوتاه کرده اند و سریع تر به زندگی عادی خود برگشته اند.

هر خاطره بدی را که از او دارید بنویسید

هر چیزی که در این رابطه باعث دلخوری، رنجش، غصه خوردن و ناراحتی شما شده است بنویسید. هر چیزی حتی یک شوخی کوچک، ایرادی که به آرایش یا لباس تان گرفته، بیمار بوده اید و حتی تلفن نکرده حال شما را بپرسد. یعنی کوچکترین جزییاتی که باعث شده قلب شما بشکند باید یادداشت شود و از قلم نیفتد. حتی اگر ۲۰ صفحه هم شد بنویسید. هر کدام از این خاطره های بد را که از شما انرژی گرفته و باعث رنجش و شکستن دل شما شده در یک خط بنویسید. اطمینان دارم به محض نوشتن می بینید وجود این شخص ضررش خیلی بیش از آن چه که تصور می کرده اید بوده است. حتی به خودتان می گویید چه طور متوجه نشدم.

تک تک خاطره های بد را یکی یکی بررسی کنید

حالا دوباره آن ها را بررسی کنید. در برابر هر کدام از آن ها یکی از این جمله های زیر یا جمله های مشابهی که به ذهن خودتان می رسد و با آن خاطره بد هم خوانی دارد بنویسید.

چه قدر رفتارش زننده بود.

چه حس بدی به من داد.

چه قدر بی توجه بود.

چه قدر مرا بی ارزش کرد.

دیگر اجازه نمی دهم این رفتار با من بشود.

از این رفتار این درس را آموختم: (و آن را بنویسید)

باید خودم را بیشتر از قبل دوست داشته باشم.

احتمالا به بعضی از جمله ها که می رسید خیلی دل تان می شکند و اشک تان در می آید. ولی یادتان نرود از این رابطه شکست خورده تجربه ای بزرگ به دست می آورید تا دوباره آن را تکرار نکنید.

خودتان را دوباره پیدا کنید

بله سخت است. ولی دوباره جمله هایی که در رابطه با خاطره های بدی که از او دارید مرور کنید. به احتمال زیاد می بینید خیلی جاها شخصیت شما را خرد کرده یا رفتاری داشته که شما مستحق اش نبوده اید و شما سکوت کرده اید.

حالا بعد از جمله های قبلی، این جمله ها بنویسید :

خودم را می بخشم.

باید به وجود خودم افتخار کنم.

چقدر من خوب بوده ام.

با وجود این رفتار بدش من چه واکنش انسان دوستانه ای نشان دادم.

یادتان نرود آدم های خودخواه و خودشیفته کاری جز صدمه زدن به دیگران کار دیگری بلد نیستند. آن ها این بازی را هر چند وقت یک بار دوباره با فرد دیگری تکرار می کنند. خیلی راحت وارد زندگی کسی می شوند و خیلی راحت هم او را کنار می گذارند. این افراد که به سوء استفاده کننده های عاطفی معروف هستند در حالی که در صحبت به شما اظهارعلاقه می کنند، از نظر رفتاری کاری می کنند که احساس کنید شما همیشه چیزی کم دارید.

درست مثل قصه هویج و چماق است. هر جا به شما احتیاج دارد زبانی می گوید شما را دوست دارد، شما او را درک می کنید، همه اشتباه می کنند، به شما دروغ نگفته حتی اگر با گفتن واقعیتی شما را رنجانده است. ولی وقتی پای برخورد واقع بینانه و عملگرا برسد شما را به خیلی از دوستان و خانواده اش معرفی نمی کند. وقتی خودش سرش جایی گرم است به تلفن های شما جواب نمی دهد و می گوید گرفتار بوده است. و بسیاری رفتارهای دیگر که نه تنها شخصیت تان را تخریب می کند بلکه حتی از انرژی هم تخلیه می شوید.

با بخشیدن خودتان و درس هایی که پس از این شکست گرفته اید، باید هر چه زودتر به فکر برگرداندن اعتماد به نفس، و ارزش دادن به خودتان باشید. مسلما یک روزه نمی توانید این شکست را پشت سر بگذارید. ولی یادتان باشد چیزی از ارزش شما کم نشده است. همان بهتر که چنین کسی بیشتر از این در زندگی تان نباشد چون احتمالا بعد از مدتی ارزش های اخلاقی خودتان هم که سال ها برای به دست آوردن آن ها زحمت کشیده اید، زیر سوال می رفت و احساس می کردید خودتان نیستید. کسی که شما را دوست دارد، باعث می شود ارزش های وجودی تان مثل مهربانی شکوفا شود. هر روز و هر لحظه برای کمک به شما آماده است. به شما احترام می گذارد. هیچ کس کامل نیست. شاید شما هم در چهره یا اندام یا رفتارتان اشکالی داشته باشید.  ولی کسی که شما را دوست دارد با مهربانی مثل خودتان به شما کمک می کند تا بهتر و کامل شوید نه آن که انرژی درون تان را تخلیه کند و فقط هر وقت او به شما احتیاج دارد آن هم به شکل خودش در اختیارش باشید.

پس از این جدایی سربلند و با افتخار بیرون بیایید و با تجربه ای که از این رابطه تلخ کسب کرده اید به جاده زندگی تان برگردید و اهداف تان را دنبال کنید.

 

 

 

 

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × سه =

برو بالا