زندگی زیباست کاری از روبرتو بنینی محصول سال ۱۹۹۷
سینما

بیا انقدر بخندیم که گریه مان بگیرد؛ زندگی زیبای روبرتو بنینی: LIFE IS BEAUTIFUL

این یک داستان ساده است؛ اما گفتنش ساده نیست.

“زندگی زیبا است” دو نیمه از زیست را روایت می کند. شور، اشتیاق، ذوق، علاقه، رنگ، نشاط و در طرفی دیگر رنج، کاستی، درهم تنیدگی و تحمل. اما برای هر دوی این ها یک قصه را می گوید؛ زندگی زیباست.

هر انسانی ما بین دو نیستی یک جریانِ بودن و شدن را با تمام سرعت هدیه می گیرد. ما ناخواسته متولد می شویم و ممکن است ناخواسته از دنیا برویم، چیزی که مهم است فاصله ی بین این دو ناخواسته است که تمام خواسته هایمان را شکل می دهد.

زندگی زیباست؛ این صادقانه ترین دروغی است که انسان را برای پیوند با زمان و محتوی خویش شامل می شود.

زندگی زیباست کاری از روبرتو بنینی محصول سال ۱۹۹۷

زندگی زیباست کاری از روبرتو بنینی محصول سال ۱۹۹۷

روبرتو بنینی زندگی را به مثابه ی بازی ای برای جمع آوری امتیازهای بیشتر می پندارد، برای زیباتر زیستن و بیشتر بودن و شدن، برای خواستن، برای از دست دادن و در نهایت برای نبودن. برای نبودن هم زندگی سراسر زیبایی می شود چرا که این، الفبای واقع گرایی خوش بینانه است.

مشخص نیست که گوئیدو ( روبرتو بنینی ) نوعی از زندگی را به تصویر می کشد و یا اصل آن را، چیزی که ارزشمند می شود آموزشی است که با نهایت خلوص فریاد می زند. گوئیدو زندگی را با قدرت لمس می کند و تراوشات این شاخصه را تکثیر می کند.

هر چه بزرگ تر می شود کمتر می توان دید؟ تاریکی 

او یادآور نکاتی است که انسان امروز به فراموشی سپرده و در خلوت اجتماعی و شخصی خویش انتطاری بی پایان را واقف است. غم سراسر وجودش را فرا می گیرد و همان زخم هایی می شوند که مثل خوره در انزوا روح را می خورد و می تراشد.

“زندگی زیباست” یک دستور است، یک تقکر است. شاید هرمنوتیک واژه زیبایی مترادف شوخی است. گوئیدو پاهایش را روی زمین می کوبند و با صلابت و عیاری تابناک قدم بر حضور خویش می زند. او طلب کردن و بودن را درس می دهد. او به ترجمانی فارغ مبدل می شود و ابزار ارتباطی خویش را که همان زبان است در راه دوست داشتن بشر مصرف می کند. او مصرف را آموزش می دهد.

گوئیدو عشق و تلقین را پر رنگ می کند و اعتقادش بر پایه بزرگداشت این دو واژه شکل گرفته است. چرا که زندگی چیزی افزون بر این ها نیست. از تلاشی طاقت فرسا دم می زند که هدیه ای به ظرافتِ ثباتِ یک سراب را شامل است و تمام سناریو را چنین خلاصه می کند: “هرکه درکش بیش امتیاز بیشتر”

“زندگی زیباست” از دل یک موضوع جامع و جهان محور به مسئله ای شخصی و دورن گرایانه می پردازد و همین بی انقضایی او را رقم می زند. انسانیت در پوزیشینی  فرا مسئله ای جلوه گر می شود و تمام ادیان، سیاست و حقوق را بخشی از کلیت یک فهم می پندارد. آیینی که بلندتر از تمام سنت و باورها، ایمان ها و عقاید و… قرار می گیرد و همه ی محیط را به جشنواره ای سراسر حیات و لذت دعوت می کند.

گوئیدو حضور را فارغ از خشم، ظلم، طبقه و ستم باور دارد و در تنگنای سیاه و تلخ جنگ جهانی دوم به طعم شیرین و تکرار نشدنی زندگی اشاره می کند و جانش را برای اثبات یک شوخی گاها دردناک فدا می کند.

من هر طور که بخواهم آواز می خوانم

هیچ چیزی جلو دارم نیست؛

آزاد شدن، حالا از این غل و زنجیرها آزاد شدم

همدردی کردن را چه فایده است

وقتی برای تصاحب خوشبختی آمده ام؛

قبل از همه چیز من اینجا هستم

ترمزها بریده اند؛

قطارها خواهند رفت؛

و دیگر مرا تحملی نیست؛

ای شراب مقدس مرا دریاب

زندگی زیباست کاری از روبرتو بنینی محصول سال ۱۹۹۷

زندگی زیباست کاری از روبرتو بنینی محصول سال ۱۹۹۷

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
۲ دیدگاه

2 دیدگاه

  1. حسین

    ۱۸ مهر ۱۳۹۶ at ۹:۲۱

    شاید این فیلم یکی از تاثیرگذارترین قسمت‌ها از زندگی شخصی من در سال های نوجوانی باشه، قسمتی که تاثیری شگرف اما گمنام درون من داشته که باید به سال‌های حدود ۸۰ برگردد…
    در‌هر‌حال؛ به نظر شخصی من برای مدت کوتاهی هم که شده باید نگاه با عینک گوئیدو رو امتحان کرد…
    ممنون از مطلب.

    1+

  2. محمد حیدری

    محمد حیدری

    ۱۹ مهر ۱۳۹۶ at ۰:۲۳

    بله؛ این اثر پتانسیل عجیبی می تواند در زندگی تمام مخاطبانش داشته باشد، و شاید به قول شما باید از عینک بنینی استفاده کرد.
    سپاس فراوان 🌱

    1+

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × 5 =

برو بالا