رومن گاری ۱۹۸۰-۱۹۱۴
ادبیات جهان

«زندگی در پیش رو» رومن گاری؛ اون زنی بود که لیاقت داشتن آسانسور را داشت.

“خانم رزا” پیرزن روسپی بازنشسته‎ای است که از روسپی‎زادگان نگهداری می‎کند. با این وجود تصویری که از او ارائه می‎شود تصویری سیاه نیست. او یک انسان است با همه ‎ی پیچیدگی‎ها، سیاهی‎ها و سفیدی‎ها. او همه‎ی کودکانی را که به او سپرده‎اند سر و سامان داده است. حتی رئیس پلیسی را تحویل جامعه داده است که گاهی به کمک او می‎آید.

“زندگی در پیش رو” عنوان رمانی است از “رومن گاری”. او نویسنده‎ای مشهور فرانسوی است که ۵۹ سال عمر کرد و در طی این سال ها آثار متفاوتی از خود به جای گذاشت. “رومن گاری” آثار خود را با نام های متفاوتی منتشر می‎کرد.
داستان این رمان داستان پسربچه ای است با نام ” محمد” یا “مومو” که در محله‎ی فقیرنشین گوت دور زندگی می کند. “مومو” از سه سالگی به “خانم رزا” واگذار شده است. “مومو” خانم رزا را مانند مادر خود می‎داند و در خانه‎ی او بزرگ می‎شود. او از “خانم رزا” که حالا پیر شده است تا آخرین لحظات زندگی‎اش مراقبت می‎کند. موهای او را شانه می‎زند به او عطر می‎زند. و سعی می‎کند که همیشه او را سرپا نگه دارد.
“زندگی در پیش رو” پر از تصاویر تلخ و گاهی تکان دهنده از لحظات زندگی این آدم هاست. و در عین تلخی واقعیاتی را پیش روی ما به تصویر می‎کشد. واقعیات آدم هایی با ویژگی‎های شخصیتی متفاوت و جامعه ای نه چندان مهربان با آنها.
“مومو” پسربچه ای چهارده ساله است که هم فراخور سنش با بچه ها بازی می‎کند و با آنها حرف می‎زند و هم بچه‌‎ای است که فراخور زندگی و رشد عقلی‎اش با بزرگ‎تر ها رفاقت می ‎کند و دمخور است. او سعی می‎کند که بزرگ‎تر از سنش حرف بزند.
ماجراهای داستان از زبان “مومو” و با زاویه ی دید او روایت می‎شود. با انتخاب این زاویه ی دید ماجراها در عین تلخی دارای لحظات شیرین و تلطیف شده‎ی دید نوجوانی است که سعی در شناخت جهان پیرامون خود دارد.

انتخاب راوی نوجوان انتخاب هوشمندانه‎ای به نظر می‎رسد. چون روایت پسر تنها گزارشی از اتفاقات اطراف است. او گاهی از درک دلیل برخی اتفاقات و دنیای شخصیت ها عاجز است و از این رهگذار او فقط به شرح آنچه اتفاق افتاده و آنچه می‎بیند می‎پردازد. و باعث می‎شود که بی هیچ قضاوتی ماجرا یا شخصیت را برای ما بنمایاند.

“خانم رزا” پیرزن روسپی بازنشسته‎ای است که از روسپی‎زادگان نگهداری می‎کند. با این وجود تصویری که از او ارائه می‎شود تصویری سیاه نیست. او یک انسان است با همه ‎ی پیچیدگی‎ها، سیاهی‎ها و سفیدی‎ها. او همه‎ی کودکانی را که به او سپرده‎اند سر و سامان داده است. حتی رئیس پلیسی را تحویل جامعه داده است که گاهی به کمک او می‎آید.

“رومن گاری” نگاهی سراسر انسانی به شخصیت‎های داستان دارد. آدم هایی در حین دست و پا زدن در فقر و نکبت مملو از روشنایی‎اند و تلاش می‎کنند تا در زندگی به پیش بروند. آنها هرگز سیاه و یا سفید مطلق تصویر نشده‎اند. او در این رمان قواعد دست و پا گیر زندگی در فرانسه را نیز به تصویر و نقد می‎کشد.

“زندگی در پیش رو” سرشار از شخصیت‎های مختلف است. که از دین و فرهنگ‎های متفاوتی هستند. مانند ” آقای هامیل” که مرد مسلمانی است که عاشق ویکتور هوگوست و قرآن را به خوبی می‎داند. و یکی از همسایگان “مومو” و بهترین دوست اوست. کسی که “مومو” برای جواب بسیاری از سوالات خود با او صحبت می‎کند. و یا موسی شخصیت دیگر داستان که یهودی است.

روایت ها در طول کتاب روان است. کشش دارد و خواننده را به تعقیب متن ترغیب می‎کند. و همانطور که پیشتر گفته شد بی هیچ قضاوتی و بی طرفانه جهان را پیش روی ما می گشاید. البته در بیت صفحه ی اول رمان “محمد” یا “مومو” همه چیز را به سرعت برای ما تعریف می‎کند.

با توجه به شخصیت “مومو” که سعی دارد قلمبه سلمبه حرف بزند نثر کتاب کمی درهم برهم به نظر می‎رسد و دنبال کردن صفحات ابتدایی و صحبت های “مومو” کمی مشکل است. ولی در ادامه به این طرز صحبت کردن او عادت می کنیم و وارد جهان داستانی ‎اش می‎شویم.
“رومن گاری” زندگی در پیش رو را با نام مستعار ” امیل آژار” منتشر کرد و توانست برای بار دوم جایزه‎ی گنکور را دریافت کند. از این رمان فیلمی در سال ۱۹۷۷ ساخته شده است.
از “رومن گاری” آثار دیگری نیز به فارسی ترجمه شده است. میعاد در سپیده دم، خداحافظ گری کوپر، مردی با کبوتر از آن جمله اند.

رومن گاری ۱۹۸۰-۱۹۱۴

رومن گاری ۱۹۸۰-۱۹۱۴

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

12 − هفت =

برو بالا