حقوق انسان ها به هم
اجتماعی

سخنی در باب حقوق انسان ها نسبت به هم

ذکر نکته ای تاریخی از دفتر خاطرات بشر خالی از لطف نیست که قرآن شریف می فرماید اولین جنگ، بعد از اولین پیامبر درگرفت؛ به عبارتی، تا زمانی که پیامبری نیامده بود، بشرِ اندک، یک دست و متحد بودند و بعد از آمدن اولین پیامبر، به جای پیروی متحدانه از خداوند و رسول او، بشر به دو دسته ی موافقین و مخالفین پیامبر تقسیم شد؛ این اشارت بماند تا بعد که به مغز کلام می رسیم.

در توضیح می آورم که در سوره مبارکه ممتحنه، آیه ۴، خداوند مسلمین را به مبارزه با کفار دعوت می نماید و برای توضیح و تمثیل، برخورد ابراهیم نبی و یاران او با کفار زمان آن حضرت را نمونه ی این عمل معرفی می دارد، و در آیات بعد به دسته بندی کفار می پردازد.

در آیه شریف (۴/ممتحنه) خداوند مسلمانان را به پیروی از ابراهیم و اصحابش در مقابله، دشمنی، کینه توزی و جنگ با کفار دعوت می نماید.

در آیه شریف (۶/ممتحنه) خداوند از مسلمانان می خواهد که با دشمنانشان دوستی و رابطه دوستانه داشته باشند.

در آیه شریف (۷/ممتحنه) خداوند تفاوت بین آیات ۴ و ۶ را توضیح می دهد که اگر با شما دشمنی کردند و از شما کشتند و شما را از محل زندگیتان بیرون کردند (مبارزه آشکارا) با آنها دشمنی کنید و الا با دیگران به انصاف و عدالت رفتار نمایید. و در آیه شریف بعدی (۸/ممتحنه) تاکیدی دوباره ای بر همین موضوع می آورد.

این اصل نگرش قرآن در باب ارتباط مسلمانان با کافرین یا مخالفین است.

در باب عدالت و انصاف به بیان چند نتیجه عملی در افراد به صورت کلی می پردازم:

امانت داری، احترام، خیر خواهی، وفای به عهد، معامله و تجارت بر مبنای سلامت و…

بررسی تمامی این مفاهیم اصیل، موضع خاص و چشم گیری را به وجود می آورد که اساسا کفار و مخالفین را از دسته ی دشمنان جدا کرده و تبدیل به افرادی می کند که ما با آنها ارتباط تنگاتنگی می توانیم داشته باشیم (به استثنای کسانی که ذکر شد).

به دید بنده ی حقیر، و با استناد به نظر بزرگان و اساتید خودم در این زمینه، دقیقا از قرآن همین منظور باید استنباط شود.

قرآن شریف در آیات (۷۵ تا ۷۷ / آل عمران) در قالب مثالی مرتبط با معاملات فردی و اجتماعی نکاتی را مطروح می نماید که بیان آن برای تبیین مفاهیم بالا و نکاتی دیگر در هیمن راستا بسیار مفید واقع خواهد شد.

وَمِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍ یُؤَدِّهِ إِلَیْکَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِینَارٍ لاَّ یُؤَدِّهِ إِلَیْکَ إِلاَّ مَا دُمْتَ عَلَیْهِ قَآئِمًا ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ لَیْسَ عَلَیْنَا فِی الأُمِّیِّینَ سَبِیلٌ وَیَقُولُونَ عَلَى اللّهِ الْکَذِبَ وَهُمْ یَعْلَمُونَ ﴿۷۵﴾

و از اهل کتاب کسى است که اگر او را بر مال فراوانى امین شمرى آن را به تو برگرداند و از آنان کسى است که اگر او را بر دینارى امین شمرى آن را به تو نمى‏پردازد مگر آنکه دایما بر [سر] وى به پا ایستى این بدان سبب است که آنان [به پندار خود] گفتند در مورد کسانى که کتاب آسمانى ندارند بر زیان ما راهى نیست و بر خدا دروغ مى‏بندند با اینکه خودشان [هم] مى‏دانند (۷۵)

بَلَى مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ وَاتَّقَى فَإِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ ﴿۷۶﴾

آرى هر که به پیمان خود وفا کند و پرهیزگارى نماید بى‏تردید خداوند پرهیزگاران را دوست دارد (۷۶)

إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَأَیْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِیلًا أُوْلَئِکَ لاَ خَلاَقَ لَهُمْ فِی الآخِرَهِ وَلاَ یُکَلِّمُهُمُ اللّهُ وَلاَ یَنظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَلاَ یُزَکِّیهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿۷۷﴾

کسانى که پیمان خدا و سوگندهاى خود را به بهاى ناچیزى مى‏فروشند آنان را در آخرت بهره‏اى نیست و خدا روز قیامت با آنان سخن نمى‏گوید و به ایشان نمى‏نگرد و پاکشان نمى‏گرداند و عذابى دردناک خواهند داشت (۷۷)

در این آیات، خداوند اهل کتاب را به دو دسته تقسیم می کند: کسانی که امانتدار هستند، و کسانی که امر شریف امانت داری را به صورت کلی برای معتقدین به مذاهب دیگر غیر از مذهب خودشان رعایت نمی کنند، چراکه غیر همکیشان خود را لایق امانت داری ندانسته و حتی پا فراتر گذاشته و خوردن مال امت های دیگر را حلال می دانند؛ این اندیشه از آن چشمه آب می خورد که این افراد داعیه ی برتری خدادادی خود بر دیگران را دارند. جالب است بدانیم که خداوند به طور قطعی و یقینی از نسبت دادن این اعتقاد به او اعلام بیزاری کرده و وعید عذاب الهی می دهد.

در ابتدای متن در باب دو دسته شدن انسان ها زمانی که بین خود خط کشی کردند (مومنین به اولین پیامبر و مخالفین) و تفاوتی که بر مبنای اعتقادات بین خود احساس کردند و به تعبیر قرآنی اولین جنگ رخ داد، اشاره شد.

مطلب اینجا شاکله می یابد؛ نگاهی که خداوند در آیه (۷۵/آل عمران) دارد به صورت مثالی است که باید از جزء به کل در آن نگریست؛ اول در باب امانت که در تمام تعاملات بشری و در همه سطوح باید این امانت داری و پایبندی به عهد ها وجود داشته باشد و نه فقط در امانت داری مالی بین دو نفر(خداوندی که امانت بین مذاهب را محترم می شمارد، طبیعی است که رخصت به قساوت، توهین، توحش، تجاوز و… نمی دهد)، دوم در این آیه گفته می شود که نباید نگاهی مبنی بر “غیر خودی” بودن اهل کتاب داشت و با این نظر که بیش از ۱۴۰۰ سال از مبعوث شدن پیامبر(ص) می گذرد، مسلمانان هم جزء مصادیق همین اهل کتاب هستند و در حقیقت تمامی انسان ها را باید در این قیاس قرآنی قرار داد(خداوند سخت ترین رابطه را به عنوان الگو برای مثال استفاده می کند و برای دیگر روابط از این ضعیفتر، نباید کمتر از آن را در نظر آورد).

اگر نگاهی اجمالی هم در کنار این مطلب به تجربه ی بشری در طول تاریخ داشته باشیم، می بینیم که هرجا بشر بین دو گروه خطی قرار داده است باعث جنگ و جدال بین آن دو شده. در حقیقت، سرچشمه تمام دشمنی های بشر احساس تفاوت بین دو گروه و بعد از آن بحث برتری طلبی آنها نسبت به هم باعث شروع اختلاف، جنگ و… گشته است؛ برای مثال، جنگ های جهانی(جنگ جهانی دوم، برتری نژادی نازی ها)، جنگ های صلیبی، نسل کشی بسنی ها و… می توان اشاره کرد.

در حقیقت، خداوند تاکید دارد که تفاوتی بین انسان ها نباید قائل شد؛ زیرا تفاوت، باعث نادیده گرفتن حق دیگران و زایل گشتن حق، و در نهایت ظلم و اختلاف و جنگ می شود.

به بیان لسان الغیب، حضرت حافظ:

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه

چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

در توضیح مثالی تاریخی از بشری: سال ها در اروپا جنگ های کشورها بین کاتولیک ها و پروتستان ها بود، زیرا خط کشی های مرزی به این وسیله تقسیم می شدند؛ بعد ها با درک این مشکل، شروع به نام گذاری کشورها با نام قوم و ملل کردند که دوباره همین را دستمایه ای قرار دادند و جنگ هایی بین کشورها ایجاد شد که ده ها سال به طول انجامید؛ این بار با درک مشکل از نگاهی دیگر وشاید بهتر، اروپا به شکل اتحادیه ای نشان داده شد (اتحادیه اروپا) که احساس اختلاف و تفاوت از بین برود و این مجموعه خاک از جنگ و جدل در امان بماند و به سازندگی بپردازد. (بحث قضاوت در مورد موفق بودن یا نبودن در مثال نیست)

هرچند اقدام بر این نگرش مسؤلیتی فرهنگی بر گردن تمامی دوَل می باشد، اما وظیفه ای است فردی در نگاه هر فرد به دیگران، از همین سو است که قرآن نگاهی فردی اما در گروه بندی به آن دارد.

نمونه های مختلفی از این نگرش را می توانیم در متون اسلامی بسیار بیابیم، از روش ها و سیره ی حضرت رسول الله (ص) و حضرت امام علی(ع) در تاریخ حکومت داریشان تا متون نهج البلاغه غنی، صحیفه سجادیه شریف، مثنوی معنوی مولوی و دیگر متون.

از جمله، نگاهی اجمالی به دعای شماره ۳۸ صحیفه سجادیه ما را با این حقیقت روبرو می کند که امام معصوم(ع) با وجود تمام پاکی و سلامت روح و نفس و پس از تحمل همه مشقت ها و سختی هایی که همه به آنها آگاهیم یک سری از اخلاقیات نسبت به افراد دیگر را با دیدی حقوقی بر خود واجب می شمارد؛ روش نگاه ایشان نسبت به حقوق دیگران و لطافت و شرافت این نگاه به وضوح نشانی از فهم، درک و لمس آیاتی از این دست دارد:

]خدایا ! من از تو پوزش می طلبم اگر بر بیچاره ای در حضور تو ستم کردند و من یاری او نکردم، و یا کسی به من نیکی نمود و من سپاس نگزاردم و کناهکاری از من عذر خواست و من نپذیرفتم و تنگدستی از من چیزی طلبید و او را بر خود ترجیح ندادم، و حق مومنی بر ذمه ی من ثابت شد و کامل ادا نکردم، و بر عیب مؤمنی آگاه شدم و نپوشیدم و از گناهی که پیش آمد و من پرهیز نکردم…[

این نگرش در عرفان ما ریشه در خشوع و قیاس (خود شخص با نعمات الهی) دارد که انسان را به نتیجه کم بودن و ناچیز بودن عبادت و بندگی می رساند که فرد به خود اجازه داشتن حس برتری نسبت به دیگران نمی دهد و حق قضاوت را از خود صلب می کند؛ همچنین، برخورد با تفاوت های بیرونی را جهاد اصغر دانسته و بدون جهاد اکبر آن را عملی نفسانی می داند که باید از آن پرهیز نماید و این پرهیز خود قسمی از جهاد اکبر و درگیری فرد با نفسانیات خویش است.

حضرت مولانا در باب تفسیر «رجعنا من الجهاد الاصغر الی الجهاد الاکبر» می فرماید:

ای شهان کشتیم ما خصم برون

ماند خصمی زان بتر در اندرون

دوزخست این نفس و دوزخ اژدهاست

کو به دریاها نگردد کم و کاست

سهل دان شیری که صف ها بشکند

شیر آنست، آن که خود را بشکند

امروزه ما همین مشکل و نداشتن این نگرش را، کوچک و بزرگ در اطراف و در سطوح مختلف شاهدیم.

به صورت اجمالی و مختصر و فقط برای اندیشیدن شخصی، به صورت گذرا بیان می دارم که موارد ذکر شده در بالا – تفاوت قایل شدن ها بین اقوام مختلف، ملل و مذاهب (ترک و فارس، شیعه و سنی و…) و به تبع آن خود را واجد حق توهین، تمسخر یا جنگ افروزی و یا حتی عیبجویی بیش از اندازه در رفتار و کلام دیگران و… ( برای مثال، برنامه فیتیله و ناراحتی آذرین زبانان کشور) – در اجتماع امروز ما نیز به سادگی قابل بررسی و مشاهده است. اعتقادات داعش بر تفاوت بین آنها و دیگران؛ توهین های حزبی داخلی کشور(نشریات، رسانه ها، دولت، مجلس، احزاب سیاسی و…)؛ توهین های اعتقادی که “ما مسلمان تر از دیگران هستیم” یا “ما بهتر می فهمیم شیعه چیست” و…(تعدادی از مداحین، افراطیون و…)؛ توهین های افراد مختلف جامعه به اعتقادات فردی و یا تصمیمات یک فرد مطرح در جامعه (افرادی همچون الهام چرخنده، علی ضیا، چکامه چمن ماه، صدف طاهریان و…)؛ توهین های نژادی بین ملل و بسیاری دیگر از این موارد، همه در مفاهیم مطرح شده در این نوشته دارای مصادیق عینی هستند.

البته بنده هیچ ادعایی مبنی بر تفسیر دریای آیات قرآن شریف یا درک آنها نداشته و ندارم و مطالب فوق در حد حجم کوزه فهم بنده بوده است، به قول حضرت مولانا:

گر بریزی بحر را در کوزه ای

چند گنجد، قسمت یک روزه ای

جا دارد از استید و بزرگان شریفی که در فهم این مطالب به بنده ی کمترین تلاش داشته و از مکتب درسی شریفشان استفاده کرده ام تشکری داشته باشم، هرچند که ذکر نامشان شاید لطف چندانی نداشته باشد.

والسلام.

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × پنج =

برو بالا