آگوتا کریستوف ۲۰۱۱-۱۹۳۵
ادبیات جهان

شرح وفادارانه‌ی وقایع در دفتر بزرگ، نگاهی به سه گانه‌ی آگوتا کریستوف

آگوتا کریستوف نویسنده ی زن مجاری است که در ۳۰ اکتبر ۱۹۳۵ در مجارستان به دنیا آمد و در ۱۷ژوئیه ۲۰۱۱ در سن هفتاد و دو سالگی پس از تحمل یک دوره بیماری و دیالیز درگذشت.

آگوتا کریستوف نویسنده ی زن مجاری است که در ۳۰ اکتبر ۱۹۳۵ در مجارستان به دنیا آمد و در ۱۷ژوئیه ۲۰۱۱ در سن هفتاد و دو سالگی پس از تحمل یک دوره بیماری و دیالیز درگذشت.
آگوتا کریستوف با جلد اول سه گانه ی دوقلوها به نام “دفتر بزرگ” بود که توانست جایزه ی بهترین کتاب اروپایی “ADELF”  را به خود اختصاص دهد و به دنیای ادبیات معرفی شود. تا قبل از آن کریستوف در دنیای ادبیات ناشناخته بود. او کلیه ی آثار خود را به زبان فرانسه نوشته است. او در سال ۱۹۵۶ به همراه همسر و فرزند چند ماهه اش از مجارستان کمونیستی به شهر نوشاتل در بخش فرانسوی سوئیس فرار کرد و پناهنده شد. در آنجا به ناچار آغاز به یادگیری زبان فرانسه کرد. او از سال ۱۹۷۰ به فرانسوی نگارش کرد. کریستوف دو جلد بعدی این سه گانه را با نام “مدرک” در سال ۱۹۸۹ و “دروغ سوم” در سال ۱۹۹۱ نوشته است.

“دفتر بزرگ” که نخستین جلد از این سه گانه است از رسیدن دوقلوها به همراه مادرشان از شهر خودشان که دوقلوها آن را شهر بزرگ می نامند به شهر مادربزرگ که دوقلوها آن را شهر کوچک می نامند آغاز می شود. از همین ابتدای داستان در می یابیم که مادر، مادربزرگ، دوقلوها، پدر، لب شکری و بقیه ی شخصیت ها را با شغل، جایگاه اجتماعی و یا نسبت های فامیلی شان خواهیم شناخت و خواهیم نامید. و شهرها را با نام شهر کوچک، شهر بزرگ، شهر مرزی.

دوقلوها به شهر کوچک می آیند چون مادر دیگر توان سیر کردن شکم بچه ها را ندارد و می خواهد بچه هایش در جنگ زنده بمانند. شهر بزرگ شب و روز بمباران می شود و دیگر چیزی برای خوردن نیست. همه بچه هایشان را می فرستند به خانه والدینشان در روستا، نزد غریبه ها ، هر جا که شد. پدر دوقلوها در جنگ است و شش ماه است که هیچ کس از او خبر ندارد.
داستان شصت و دو فصل دارد. هر فصل حداکثر دو و یا سه صفحه است. فصل هایی که مانند موضوع انشا نامگذاری شده اند. دوقلوها تصمیم گرفته اند با هم درس بخوانند درس هایی را مشخص کرده اند که انشا یکی از آنهاست. هردو با یک موضوع انشا می نویسند و انشای بد در آتش انداخته می شود و انشای خوب در دفتر بزرگ پاکنویس می شود.

برای تصمیم گیری اینکه انشایی «خوب» و یا «بد » است قانون بسیار ساده ای دارند، انشا باید واقعی باشد. باید چیزی که هست را تعریف کنند، چیزی که می بینند، می شنوند، انجام می دهند. و اینطور است که هر فصل مانند انشایی با موضوعی خاص روایت می گردد. و این شیوه با روایت هر یک از دوقلوها در این دفتر بزرگ در تمام کتاب ادامه می یابد دوقلوها انشا می نویسند و ما با آدم ها، مکان ها، شغل ها، موقعیت ها آشنا می شویم. راوی دو قلوها هستند با انشاهایی در دفتر بزرگ.

نثر داستان بدون بکار گیری صفت و صنایع ادبی است. این قرار دوقلوها برای نوشتن خاطرات در دفتر بزرگ است. قراری که قرار آگوتا کریستوف است با خودش، با خوانندگانش.
” کلماتی که احساس را توصیف می کنند خیلی مبهم اند، باید از کاربرد آن ها اجتناب کرد و به شرح اشیا، انسان ها و خود اکتفا کرد. در واقع شرح وفادارانه ی وقایع، مثلا ممنوع است که بنویسیم « مادربزرگ شبیه یک جادوگر است» اما می توانیم بنویسیم «مردم مادربزرگ را جادوگر صدا می کنند» “

آگوتا کریستوف ۲۰۱۱-۱۹۳۵

آگوتا کریستوف ۲۰۱۱-۱۹۳۵

آگوتا کریستوف با به کارگیری قواعد قراردادی که گفته شد همه ی صنایع ادبی را کنار گذاشته است و فقط یک روایت گر صرف است از واقعیاتی که اتفاق می افتد. خشونت در لابه لای جملات به چشم می خورد. خشونت فقر، خشونت جنگ، خشونت یتیم بودن. اما طنز تلخی ساخته ی موقعیت ها و مواجهات شخصیاتی با خود و روزگارشان در بین سطور این کتاب به چشم می خورد. طنزی که تلخندی بر لب می نشاند.
دوقلوها در جلد اول این سه گانه به تدریج زندگی در زمانه ی جنگ را می آموزند با آدم هایی آشنا می شوند، جسم و روحشان را مقاوم می کنند، گاهی دزدی می کنند، درس می خوانند، خشونت می آموزند، مورد تهمت واقع می شوند، مورد بازجویی پلیس قرار می گیرند و در نهایت و در پایان جلد اول از هم جدا می شوند و یکی از دوقلوها به کشور دیگری می رود.
جلد دوم که “مدرک” نام دارد، درست از لحظه ی جدایی دوقلوها کلید می خورد و درست جایی که آغاز جدایی دوقلوهاست آغاز هویت پیدا کردن هر یک از آنهاست. دراولین گام صاحب نام می شوند، نام آن که مانده است لوکاس است. لوکاس دوقلوی بازمانده با گذشت زمان تنهایی زندگی کردن را می آموزد و به نوشتن دفترهای بزرگ ادامه می دهد.

در “مدرک” راوی دانای کل است و حالا شکل روایت متفاوت می شود. توصیف ها کمی طولانی تر با توصیفات محیطی بیشتر از خشونت متن می کاهد. فصل ها با شماره و نه موضوع از هم جدا می شوند. کتاب دوم هشت فصل دارد که هر فصل گاهی تا سی صفحه هم می رسد.
در جلد سوم که آخرین جلد این سه گانه است، “دروغ سوم” نام دارد. لوکاس پس از تبعیدی طولانی به شهر زادگاهش باز می گردد تا کلاوس برادر دوقلویش را پیدا کند. کلاوس حالا نویسنده ای است که هویت قبلی خود را انکار می کند و گذشته و حال را در هم آمیخته و می نویسد. جلد سوم پیچیده ترین جلد از این سه جلد است. در “دروغ سوم” نویسنده واقعیت و خیال، گذشته و حال را با هم می آمیزد و دیگر از سادگی انشای دوقلوها و یا دانای کل آگاه که سرراست وقایع را به ما می گوید خبری نیست، ما هستیم و مرز خیال و واقعیت.
درونمایه ی اصلی این سه گانه جنگ جهانی دوم و اساسا پدیده ی جنگ، مهاجرت، بی خانمانی و مساله ی هویت است. و در هر سه جلد این درونمایه های با فرم و بیان متفاوت پی گرفته می شود.

این سه کتاب باید به ترتیب خوانده شود. اگر کسی جلد اول را نخوانده باشد و به سراغ جلدهای بعدی برود حتما نخواهد توانست با اثر ارتباط برقرار کند. رمان اول ساده است و گاهی به رمان نوجوانان می ماند البته راه خود را با خلق مضامین پیچیده و طرح مسایل و درونمایه های پیچیده ی انسانی جدا کرده است. اما با نثر ساده و فرم خطی و روایت سرراست، ماجراها برای فهمیده شدن و درک شدن به تمرکز کمتری نیاز دارد. اما در “مدرک” جلد دوم به لحاظ روایت و فرم و هم ماجراها دارای پیچیدگی هایی است که خواندن اثر تمرکز بیشتری می طلبد و دروغ سوم هم که به نسبت دو جلد اول و هم به عنوان اثری مستقل دارای ماجراها و روایت تو در تو و پیچیده است.
این سه گانه با ترجمه ی اصغر نوری و در انتشارات مروارید به چاپ رسیده است.

آگوتا کریستوف ۲۰۱۱-۱۹۳۵

آگوتا کریستوف ۲۰۱۱-۱۹۳۵

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × 2 =

برو بالا