سینما

نگاهی به «قاتل اهلی» مسعود کیمیایی؛‌ کلیشه‌های کسل‌کننده و دغدغه‌های ناقص

“قاتل اهلی” بیشتر از هر چیز نمایش مستقیم حرف ها و دغدغه های کارگردان است که بیشتر به مانیفستی اخلاقی می ماند که گوینده های مختلف آن را از رو می خوانند. شخصیت های “قاتل اهلی” دچار نوعی تناقض هستند. آن ها هر کدام با ظاهری مدرن و به روز شده هنوز دیالوگ هایی به سبک و سیاق شخصیت هایی نظیر فیلم های جرم را بازگو می کنند.

فیلم سینمایی “قاتل اهلی” جدیدترین ساخته ی مسعود کیمیایی است که در سال ۹۵ ساخته شده است. “قاتل اهلی” اولین بار در جشنواره ی فجر سال ۹۵ نمایش داده شده است و اکنون به اکران سینماهای کشور درآمده است. در “قاتل اهلی”، پرویز پرستوی، پگاه آهنگرانی، امیر جدیدی و پولاد کیمیایی ایفای نقش کرده اند.

داستان “قاتل اهلی” از این قرار است که حاج آقا دکتر جلال سروش (پرویز پرستویی) کارآفرین موفق بخش خصوصی، تصمیم به افشای خیانت های شرکت پیسارو که مافیای قدرت و ثروت است، می گیرد. سیاوش مطلق (امیر جدیدی) و احمد کیا (حمیدرضا آذرنگ)، فرزند خوانده های سروش اند و…

خلاصه ای که در بالا آمده است شاید راهنمای خوبی باشد تا مخاطب فیلم قاتل اهلی را بیشتر درک کند زیرا احتمال اینکه مخاطب فیلم داستان را گم کند و یا اینکه حتی تا آخر متوجه نشود نیز در این فیلم وجود دارد. به نظر می رسد که مسعود کیمیایی با ساختن این فیلم سعی داشته تا تغییراتی در فضای فیلم خود ایجاد کند اما او چه اندازه در این امر موفق بوده است؟!

آثار مسعود کیمیایی همواره طیف وسیعی از جامعه را در بر داشته است. آثار او در سال های اخیر به سمت سویی رفته بودند که در اکثر مواقع مورد آماج نقد های تند و تیز قرار گرفته اند اما نکته ی جالب اینجاست که در اثر آخر کیمیایی حتی دیگر از داستان جذاب هم خبری نیست. فیلم های او فارق از چگونگی و کیفیت های متفاوتی که داشته اند همیشه داستان گو بوده اند اما در “قاتل اهلی” مخاطب ممکن است حتی داستانی شسته رفته را در فیلم پیدا نکند و مدام تا پایان فیلم سرگردان صحنه های فیلم را تماشا کند.

“قاتل اهلی” بیشتر از هر چیز نمایش مستقیم حرف ها و دغدغه های کارگردان است که بیشتر به مانیفستی اخلاقی می ماند که گوینده های مختلف آن را از رو می خوانند. شخصیت های “قاتل اهلی” دچار نوعی تناقض هستند. آن ها هر کدام با ظاهری مدرن و به روز شده هنوز دیالوگ هایی به سبک و سیاق شخصیت هایی نظیر فیلم های جرم را بازگو می کنند.

به نظر می رسد تغییراتی که فیلم ساز برای ایجاد فضای جدید در فیلم ایجاد کرده است چندان چشم گیر نیست و یا اگر هست چنان با عناصر فیلم در تناقض است که به نظر نمی آید. اتفاق دیگری که شاید در این فیلم برای مخاطب سوال ایجاد کند، مدت زمان فیلم است. قاتل اهلی فیلمی طولانی تر از ۹۰ دقیقه است که مخاطب دلیل این طولانی شدنش را ممکن است هیچ گاه متوجه نشود. مثال این نکته سکانس های طولانی از ترانه خواندن “پولاد کیمیایی” است که تا به حال برای آن توجیهی منطقی یافت نشده است. شاید این سکانس های طولانی در فیلم منجر به کمرنگ شدن شخصیت اصلی فیلم یعنی “دکتر سروش” (پرویز پرستویی) شده است.

نکته ی بعدی که ممکن است مخاطب را در مواجهه با “قاتل اهلی” مسعود کیمیایی متعجب کند، شخصیت پردازی آن است. شخصیت پردازی در “قاتل اهلی” حتی باعث می شود که مخاطب با تکرار و کلیشه در بازی پرویز پرستویی مواجه شود بدون اینکه در شخصیت وی هیچ عمقی وجود داشته باشد. باقی شخصیت ها نیز شاید به نظر برسد که دیالوگ هایی را می گویند که احتمالا برای مخاطب توضیح واضحات و حتی سطحی به نطر بیاید. علی رغم تمام نکاتی که گفته شد باید در نظر گرفت که مسعود کیمیایی با وجود فیلم هایی برجسته در کارنامه خود، همواره دغدغه هایی بزرگ داشته است. شاید به همین دلیل است که فیلم های او هیچ گاه تبدیل به آثاری بی اثر و یا خنثی نشده اند. “قاتل اهلی” نیز از این قاعده مستثنی نیست. او با حمله به مافیای اقتصادی و فساد قدرت احتمالا حرف های زیادی داشته است اما سوال اینجاست که این فیلم تا چه حد توانسته موثر و قابل تامل از کار دربیاید و دغدغه های خود را به شکلی عمیق مطرح کند؟!

قاتل اهلی فیلمی از مسعود کیمیایی محصول ۱۳۹۶

قاتل اهلی فیلمی از مسعود کیمیایی محصول ۱۳۹۶

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 − 15 =

برو بالا