پساپست بوم آمریکای لاتین
ادبیات داستانی

نگاهی به مجموعه داستان کوتاه قایق هایی از آتش؛ شاخه گلی برای پساپست بوم های آمریکای لاتین

کسی فکر نمی کرد که هرگز ادبیات جهان و به خصوص ادبیات آمریکای لاتین که بعد از مارکز در انتظار شاهکاری دیگر از رئالیسم جادویی بود بتواند بعد از ماریوبارگاس یوسا، کارلوس فوئنتس و مارکز شاهد صدای دیگری باشد.

ناتالیا گینزبورگ در ستایش صد سال تنهایی از همه خواسته بود تا از جا برخیزند و برای این آخرین رمان کلاه از سر بردارند. حالا فرزندان خلف رئالیسم جادویی و ادبیات آمریکای لاتین از راه رسیده اند و به نظر می رسد اگر نگوییم برای همه، برای بیشترشان باید کلاه از سر برداریم و به فرزندان این زمانه سلامی بفرستیم.
کسی فکر نمی کرد که هرگز ادبیات جهان و به خصوص ادبیات آمریکای لاتین که بعد از مارکز در انتظار شاهکاری دیگر از رئالیسم جادویی بود بتواند بعد از ماریوبارگاس یوسا، کارلوس فوئنتس و مارکز شاهد صدای دیگری باشد . صدایی که آوازه اش در سراسر جهان طنین انداز شود. تا اینکه پساپست بوم های آمریکای لاتین از مجله ی ثوتراپ ( Soetrope) با حمایت مالی فرانسیس فورد کاپولا از راه رسیدند.

ادبیاتی که راهش را در اواسط دهه ی نود از محفل های ادبی و از میان این اجتماع خشمگین به سوی دنیای ما باز کرد. فرزندانی که از سایه ی پدران بسیار خود بیرون آمدند و آثاری را خلق کردند که نه شباهتی به آثار کلاسیک داشت و نه حتی از تابع گذشته خویش بود. نسلی که جهان را از سیطره ی رئالیسم جادویی و از روستاها و شهرهای کوچک بیرون آورد و به کلان شهرها و دنیای امروز برد. به دنیایی بزرگی که مملو از جمعیت، پر از جرم و جنایت، پر از آشوب و خشونت های سیاسی، انتقام، اختلاف طبقاتی و جنسیتی و ن‍ژادی و جنگ است.
اختلاف طبقاتی فاحش در زیر پوست لوکس و پر زرق و برق کلان شهرها، موج می زند. در زیر پوسته ی این شهرهای بزرگ آمریکای لاتین مردم گاهی از ابتدایی ترین امکانات انسانی بی بهره اند. در داستان لوله ی فاضلاب نوشته ی کلودیا آمنگوئل ( ۱۹۶۹، اروگوئه) دومین داستان مجموعه ی قایق هایی از آتش، کودکی برای بازی فوتبال با دوستانش که نزدیک لوله ی فاضلاب و درست در کنار کوه زباله با دو تکه چوب و چند عدد سنگ درست کرده بودند،‌ می پیوندد.

آلونک های محل زندگی این بچه ها در دهانه ی فاضلابی که به رودی خروشان می ماند قرار دارد و بچه ای که به دنبال توپ به دهانه ی این فاضلاب رفته با باران تند و بی امانی که می باریده اسیر رود خروشان فاضلاب و زباله می شود و مدفون می شود. تلاش های نیروهای پلیس و امداد برای پیدا کردن جنازه بی سرانجام می ماند.
خشونت های سیاسی و اجتماعی آمریکای لاتین، حکومت نظامی شیلی ( ۱۹۷۳-۱۹۹۰) آر‍ژانتین(۱۹۷۶-۱۹۸۳) اروگوئه (۱۹۷۳-۱۹۸۵) و ناپدید شدن جمع کثیری از انسان ها در داستان جهنم بزرگ، ششمین داستان این مجموعه نوشته ی گیلیرمو مارتینس (۱۹۶۲، آر‍ژانتین)، چهره ی خود را به ما می نمایاند.
مرد خارجی جوانی که به روستای پوئنته بئیخو آمده است ناپدید شده است. شایعات دهان به دهان می چرخد تا سرانجام بازپرسی به روستا می آید بازپرس از میان مردم روستا داوطلبانی را انتخاب می کند تا با بیل و کلنگ تل ماسه ای را که در روستا است را جستجو کند. روستایی که در پس این تل ماسه، رازی در خود نهان دارد.
“کسی جرات نکرد کلمه ای حرف بزند. وقتی خاک ها روی جسدها ریخته می شد از خودم پرسیدم آیا ممکن است مرد جوان همین جا خاک شده باشد. سگ پارس می کرد و دیوانه وار همان اطراف می دوید.
پیش از آنکه برگردیم دستور داد {بازپرس} که هیچ کدام از ما به هیچ وجه نباید در این مورد با کسی حرف بزنیم و او نام تک تک ما را که آن جا بودیم یادداشت کرد.” (ص ۸۳)
“مواد مخدر، قاچاق، دلالی هم مساله این جوامع است. پدرخوانده ها قمار انسان می کنند و آدمی و انسانیت ارزشی اندک دارد. از عهده ی پلیس و نیروهای نظامی کاری بر نمی آید. کودکان رویاپرداز دیروز قاچاقچیان امروزند و کودکانی که با اخبار تلویزیون، تبعیض ن‍ژادی، جرم و جنایت بزرگ شده اند.
اما دیگر دیر شده بود سوراخ وسط پیشانی ات فرصت نداد بیشتر فکر کنی، غم انگیز است من هنوز هم دوست دارم تو را چاق و چله تصور کنم درست در تقاطع خیابان شماره ی هفتاد و شماره ی سه زیر آفتاب ساعت سه، آفتاب لعنتی ساعت سه طوری که مرا با سوت به سمت خود کشیدی. تصورمی کنم، من تو را خوشبخت خواهم دید.” (ص ۹۶)
با اینکه امروزه دولت های قانونی زمام امور را به دست گرفته اند اما شرایط حاکم در آمریکای لاتین بحرانی است. نویسندگان این نسل ققنوس هایی برخواسته از خاکستر فقر و اختلاف های طبقاتی و نژادی و جرم و جنایت اند. آنها در میان بی عدالتی های اجتماعی بزرگ شده اند. به عنوان نمونه این عده در بوئنس آیرس در سال ۲۰۰۲ مجموعه ای منتشر کرده اند به نام « آینده از آن ما نیست».

قایق هایی از آتش، گزیده ی داستان های آمریکای لاتین ترجمه ی بیوک بوداغی، شامل ۱۷ داستان کوتاه است که در پاییز ۹۲ توسط نشر آگاه به چاپ رسیده است. نویسندگانی که در آمریکای لاتین متولد شده اند، اینان فرزند خشمگین این جامعه هستند و اکنون برخاسته برای دفاع از جامعه و هستی انسان، آینه ای برابر این انسان ها قرار می دهد و تصویری را انعکاس می دهند که متفاوت از میراث پدران خود از ماکاندو و رئالیسم جادویی اش و بورخس تاریخ سازش است.
مترجم در ابتدای کتاب پیش گفتاری نوشته ی میشی استراوسفلد در مورد تاریخ آمریکای لاتین و چگونگی برخواستن این نسل و نحله ی ادبی را گنجانده که توضیحاتش بسیار کامل است.

فرانسیس فورد کوپولا

فرانسیس فورد کوپولا

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × 2 =

برو بالا