کازوئو ایشی گورو متولد ۱۹۵۴ برنده جایزه نوبل
ادبیات جهان

موسیقی، عشق و زندگی در شبانه های کازئو ایشی گورو

کازئو ایشی گورو دنیای موسیقی را با ستارگان و زرق و برقش برای ما به تصویر می کشد و در تقابل با آن زندگی مردم معمولی، نوازندگانی قرار دارند که سعی می کنند تا به این دنیای پر زرق و برق راه بیابند. نوازندگانی گاه دوره گرد که در خود استعدادهای کشف نشده می بینند و سودای شهرت را در سر دارند. و در نهایت سرخوردگی و رنج نصیب آنها شده و یا می شود.

شبانه ها عنوان مجموعه داستان کوتاه از کازئو ایشی گورو نویسنده ی ژاپنی است. کازئو ایشی گورو جایزه ی نوبل ادبیات امسال (۲۰۱۷) را دریافت کرده است.

این مجموعه پنج داستان کوتاه دارد که عنوان این مجموعه از عنوان یکی از داستان های این مجموعه به نام شبانه ها گرفته شده است.

همانطور که در عنوان فرعی این مجموعه داستان دیده می شود، داستان های این مجموعه درباره ی موسیقی و شب است و موسیقی عنصر مشترک و دلیل ایجاد حوادث و رخدادها و پیوند دهنده ی شخصیت ها با هم و ماجراهای داستان است.

در این داستان ها اشتراکات بسیار زیاد است حتی می توان گفت در همه ی آن ها ماجراها از یک الگو و یک فرم در اتفاقات بهره می گیرند، فقط در هر داستان شخصیت ها و جایگاه ها فرق می کند. درست همینجاست که بعد از خواندن دو داستان اول در داستان سوم در همان پاراگراف اول در می یابیم که با داستانی در همان حال و هوای داستان های قبل و با روایت مشابه مواجه هستیم که تنها در پاره ای از جزئیات با هم تفاوت دارند.

همینطور در دو داستان باقیمانده ی این مجموعه. و این البته از طرفی شاید جالب توجه باشد که با یک درون مایه و یک فضای مشترک می توان داستان های متفاوت نوشت و از طرف دیگر فضای داستانها تکراری و قابل پیش بینی است. در تمامی این داستان ها یک دیدار تصادفی باعث باز شدن پای فردی از گذشته به زندگی راوی می شود. این آغاز گر برهم خوردن زندگی روزمره ی شخصیت اصلی و یا راوی داستان و ایجاد سلسله اتفاقات داستانی است.

سرخوشی های گذشته که حال به حسرت و یاد ایام بدل گشته است. این داستان ها، داستان شکست آدم ها در برابر زندگی و رویاهاست.

کازئو ایشی گورو دنیای موسیقی را با ستارگان و زرق و برقش برای ما به تصویر می کشد و در تقابل با آن زندگی مردم معمولی، نوازندگانی قرار دارند که سعی می کنند تا به این دنیای پر زرق و برق راه بیابند. نوازندگانی گاه دوره گرد که در خود استعدادهای کشف نشده می بینند و سودای شهرت را در سر دارند. و در نهایت سرخوردگی و رنج نصیب آنها شده و یا می شود.

در تمام این داستان ها هرگز ماجرا به معنای یک اتفاق بزرگ پیش نمی آید. اما فضای سرد و تلخی بر این داستان ها حاکم است. تراژدی درست همین جاست در اینکه در زندگی این آدم های داستان با وجود تمام تلاش، دست و پا زدنی حاصل می آید که تاثیری ندارد. حتی چنگ زدن به عشق نیز ناجی این آدم ها نیست. شخصیت های جوان در تمامی این داستان ها با زندگی در پیش رو در تقابل با شخصیت های میانسال و یا مسنی قرار می گیرند که حالا فقط گذشته ای حسرت بار برایشان مانده است.

به نظرم می توان با خواندش این مجموعه داستان ناخودآگاه به یاد دیالوگی مربوط به فیلم کمال‌الملک ساخته ی علی حاتمی می افیم که ناصرالدین شاه خطاب به مدیر مدرسه هنر می‌گوید:

« هنر مزرعه بلال نیست، که محصولش بهتر شود. از ستاره‌های آسمان هم یکی می‌شود کوکب درخشان، الباقی ای، سوسو می‌زند»

کازوئو ایشی گورو متولد ۱۹۵۴ برنده جایزه نوبل

کازوئو ایشی گورو متولد ۱۹۵۴ برنده جایزه نوبل

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 5 =

برو بالا