فیلم درخشش ابدی یک ذهن پاک کاری از میشل گوندری محصول 2004
سینما

نگاهی به “درخشش ابدی یک ذهن پاک” فیلمی از میشل گوندری (Eternal Sunshine of the Spotless Mind 2004)

“درخشش ابدی یک ذهن پاک” روایت گر داستانی از عشق، درد، فراموشی و خاطره است. “جوِل بریش (جیم کری)” که عاشق می شود و “کِلِمِنتاینی(کیت وینسلت)” که فراموش می کند. ولی آیا فراموشی سعادت است؟ مگر هویت زندگیمان مجموع خاطره هایی نیست که زندگی کردیم. پس چرا فراموشی؟ عشق علاوه بر گرما، سرمایی نهان به همراه دارد. سرمایی طاقت فرسا که راهش در فراموشی نیست. زیرا جایی که خالی شد دیگر پُر نخواهد گشت. بر آن مرهمی وجود دارد اما درمانی نه. زخمی که خوب می شود ولی رَدَّش به یادگار باقی می ماند.

“خوشا به سعادت فراموشکارانی که حتی خطاهایشان به فرجامی نیک میرسد. (نیچه)”

به دنبال خوشبختی. اما خوشبختی کجاست. اصلا خوشبختی چیست؟ آیا وجود دارد؟ به خاطرم بیا تویی که فراموش نمی شوی. بیا که بازسازیِ مجازی تن و روحت را زندگی کنم. مگر تا به حال زندگی نکرده ام؟ کرده ام؟ نمی دانم. دیگر به چیزی یقین ندارم. میدانم زمانی زندگیت کرده ام اما نمی دانم. شاید زندگی همان مردن است. مردن در خاطرات. تلفیقی از لبخند و حسرت، اشک و فراموشی. پس به خاطرم بیا که این مردن را با تو زندگی کنم.

“درخشش ابدی یک ذهن پاک” فیلمی به کارگردانی “میشل گوندری” و نویسندگی “چارلی کافمن” است. فیلمی که چهره های مشهوری در آن ایفای نقش کرده اند. “جیم کری”، “کیت وینسلت”،”کریستین دانست” و “مارک روفالو” از چهره های سرشناسی هستند که در فیلم عهده دار نقش های اصلی و فرعی هستند.

“درخشش ابدی یک ذهن پاک” روایتِ خاطره ها است. تأثیری است که در دل ها جا می گیرد. “درخشش ابدی یک ذهن پاک” روایتی غیر خطی، تخیلی و گاها نئوسورئالیستی دارد. همگان در ستایش ساختار فیلم نامه اش سخن گفته اند. ولی آیا همین کافی است؟ یک اثر برای ماندگاری فقط به تکنیک خالص نیاز دارد؟ یا فرم است که همراه با تکنیک اثر هنری را به عرش خواهد برد؟ همین نکته است که “درخشش ابدی یک ذهن پاک” را از یک اثر معمولی فراتر می برد. برایش هویت ایجاد می کند، و در پسِ ذهنمان به یادگار باقی می ماند.

چقدر آدمِ پاکدامن خوشبخت است

جهان فراموش می کند، آن هایی که فراموش کرده اند

درخشش ابدی یک ذهن پاک

هر دعایی مستجاب می شود

هر آرزویی تحقق می یابد

(باب الکساندر)

فیلم درخشش ابدی یک ذهن پاک کاری از میشل گوندری محصول 2004

فیلم درخشش ابدی یک ذهن پاک کاری از میشل گوندری محصول ۲۰۰۴

“درخشش ابدی یک ذهن پاک” روایت گر داستانی از عشق، درد، فراموشی و خاطره است. “جوِل بریش (جیم کری)” که عاشق می شود و “کِلِمِنتاینی(کیت وینسلت)” که فراموش می کند. ولی آیا فراموشی سعادت است؟ مگر هویت زندگیمان مجموع خاطره هایی نیست که زندگی کردیم. پس چرا فراموشی؟ عشق علاوه بر گرما، سرمایی نهان به همراه دارد. سرمایی طاقت فرسا که راهش در فراموشی نیست. زیرا جایی که خالی شد دیگر پُر نخواهد گشت. بر آن مرهمی وجود دارد اما درمانی نه. زخمی که خوب می شود ولی رَدَّش به یادگار باقی می ماند.

“درخشش ابدی یک ذهن پاک” در حال یاد آوری همین نکته است. عشق فراموش نخواهد شد. مدام و مدام از راه هایی مختلف باز می گردد. در تنهایی و در شب. می خواهد بفهماند زخم را فراموش نمی کنند. بلکه با آن زندگی می کنند، بزرگش می کنند و با خطر اش خاطره سازی می کنند.

در ذهنمان دنیا را محدود می کنیم. انگار کسی را دیگر نخواهیم دید. نمی بینیم. ندیده ایم. در نا خودآگاهمان تصویرش سوسو می زند. رنگ هایی که فصل به فصل به همان جای خالی  هجوم می آورند. گاهی آبی، گاهی نارنجی و گاهی سبز.

“درخشش ابدی یک ذهن پاک” بر بی داستانی استوار است. پِی ریزی اش را با همین شکل جلو می برد. نمی خواهد داستان تعریف کند. در عوض رنج را روایت می کند. رنجی عاشقانه. گویی جوِل که در سکانس ابتدایی چشمانش بسته است، همه داستان را خواب می بیند. در خواب است که کِلِمِنتاین را پرورش می دهد. خودش را بی حضور او ناقص تصویر می کند و باز در کابوسش فرا می رود.

“درخشش ابدی یک ذهن پاک” فیلمی است یخ زده، آتشی است زیر خاکستر، حسی است نگفته و عشقی است از درون فراموش نشده. با لبخندی همراهمان می کند، سربه سرمان می گذارد، می شِکَنَد و در نهایت با گوشه چشمی خیس به خاطرات نگاهی می اندازد.

عشق اما حضوری در پَسِ خاطرات زنگ زده ام

نگارگری در عزلتِ اندوهِ شبانه ام

فهمی که در ماورای دیوار قلبم جار می زد

دوش دیدم که ملائک در می خانه زدند

فیلم درخشش ابدی یک ذهن پاک کاری از میشل گوندری محصول 2004

فیلم درخشش ابدی یک ذهن پاک کاری از میشل گوندری محصول ۲۰۰۴

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

13 + 11 =

برو بالا