شنل فیلمی از حسین کلاری محصول سال ۱۳۹۵
سینما

نگاهی به فیلم شنل ساخته ی حسین کندری؛ “خیلی طول میکشه باور کنی که دیگه منو نمی بینی. شنیدی چی گفتم؟”

شَنِل فیلمی به کارگردانی حسین کندری، نویسندگی حمیدرضا بابابیگی و تهیه‌کنندگی علیرضا شجاع نوری است که در سال ۱۳۹۵ ساخته شده که این روزها به اکران درآمده است.

شَنِل فیلمی به کارگردانی حسین کندری، نویسندگی حمیدرضا بابابیگی و تهیه‌کنندگی علیرضا شجاع نوری است که در سال ۱۳۹۵ ساخته شده که این روزها به اکران درآمده است.

شنل فیلمی بی سر و صدا و حاشیه است که اولین بار در جشنواره ی فجر به نمایش درآمد. بازیگرانی چون باران کوثری ، رضا بهبودی و بهار کاتوزی در این فیلم ایفای نقش می کنند.  داستان فیلم از جایی آغاز می شود که “صحرا” (باران کوثری) که یک پرستار است با خبر مرگ شوهرش مواجه می شود. صحرا با دختر کوچکش که از شوهر قبلی است زندگی می کند.

پس از مرگ شوهر صحرا، اوضاع زندگی او از نظر قانونی دچار مشکل می شود و این اتفاق به دلیل ماجراهای پنهان زندگی صحرا است که در فیلم آرام آرام متوجه آن ها می شویم. داستان فیلم پر از تعلیق و اتفاق و سوال است. به همین دلیل ریتم داستان سریع تر شده است. در واقع می توان گفت داستان شنل قصه زنی تنهاست که از ترس برملا شدن رازهایش پنهان کاری می کند و چاره ای هم ندارد.

اما شاید یکی از نقاط قوت فیلم شخصیت پردازی آن است. صحرا زنی که در یک مخمصه ی پیچیده افتاده است، مانند آنچه ما اغلب از یک زن تنها تصور می کنیم مستاصل نیست و حتی یکبار هم دست به التماس و گریه نمی زند. او حتی در جاهایی که شاید مصلحتش هم باشد زیر بار حرف زور نمی رود و رفتار و روش ویژه ی خود را حفظ می کند.

داستان فیلم مداماً اوج می‌گیرد و چنان تعلیق مناسب و نفس‌گیری دارد که در تمام لحظات تماشاگر را مشتاق تماشای ادامه داستان نگه می‌دارد. شخصیت طاهر نیز به کمک بازی رضا بهبودی توانسته است بسیار موثر عمل کند تا جایی که طاهر در جاهایی از فرط پیچیدگی می تواند مخاطب را به وحشت بیندازد.

این پیچیدگی شخصیت ها آرام آرام اتفاق می افتد و این بر خلاف فیلم هایی است که از ابتدای فیلم تلاش می کنند به مخاطب القا کنند که با یک شخصیت پیچیده و چند بعدی طرف هستند و این امر را با گریم و لحن ممکن می دانند اما در نهایت شخصیت ها در سطح باقی می مانند.

طاهر کار خاصی نمی‌کند. اما با همان بازی کنترل ‌شده و نگاه ترسناکش کاری می ‌کند که او را تا مدت‌ها فراموش نکنیم. صحرا هم با این ‌که در برابر طاهر در موضع ضعف قرار دارد شخصیتی عجیب است. او حتی حاضر نیست به درستی از کسی کمک بگیرد و حتی گاهی لج آور می شود. صحرا زنی است که در زندگی‌اش فقط دروغ گفته و همه چیز را پنهان کرده تا به یک زندگی سعادت‌مند برسد.

در کل تمام آدم های فیلم شنل  به فکر نفع خودشان هستند. نویسنده فیلم‌نامه شَنِل این موضوع را اثبات می‌کند که از یک خط قصه تکراری می‌توان چه بهره‌برداری درستی کرد. اصلاً احتیاج به متفاوت نمایی نیست. اگر داستان خوبی داشته باشیم کافیست آن را بدون هیچ کار عجیبی روایت کنیم. موفقیت شَنِل علت خاصی ندارد. فقط به سینما به عنوان یک مدیوم مستقل اعتماد می‌کند و همین اعتماد هم هست که فیلم را در مسیر موفقیت قرار می‌دهد. شنل شاید روایتی از گوشه های پنهان زندگی آدم است شبیه خیلی از ما انسان های دنیای واقعی، اما عمق آن متفاوت است. دیالوگ آخر طاهر(رضا بهبودی) این عبارت است: خیلی طول میکشه باور کنی که دیگه منو نمی بینی. شنیدی چی گفتم صحرا؟

این دیالوگ کلیدی شاید کل فیلم را در خود خلاصه کرده است. اینکه هر لحظه و هرجا ممکن است ما طاهر را ببینیم و همین طور دیگر شخصیت های فیلم را. شنل که فیلمی بی حاشیه بوده است این روزها با فیلم های پر سروصدایی چون “زرد” و “خفه گی” هم زمان اکران شده است اما این اتفاق نباید باعث به حاشیه رفتن شنل شود زیرا این فیلم دارای ارزش هایی است که قابل دیده شدن و تامل است.

شنل فیلمی از حسین کلاری محصول سال ۱۳۹۵

شنل فیلمی از حسین کلاری محصول سال ۱۳۹۵

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده + 8 =

برو بالا