نوری میان اقیانوس ها کاری از دِرِک سیانفرانس محصول سال ۲۰۱۶
سینما

“تنهایی فاصله ایست میان با تو و بی تو سر کردن”؛ نگاهی به فیلم “نوری میان اقیانوس ها”

تو مجبوری تنها یک بار ببخشی. برای نفرت ورزیدن، تو مجبوری کل روز، هر روز این کار را انجام دهی. و تو باید همه چیز های بد را دائما به یاد بیاوری.

“نوری میان اقیانوس ها” را می توان پنجمین فیلم بلند و دومین اثر مهم “دِرِک سیانفرانس” در مقام نویسنده و کارگردان پس از ولنتاین آبی دانست. نوری میان اقیانوس ها اقتباس شده از رمانی استرالیایی به همین نام، نوشته  “ام. ال. استدمن”  است که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد و پس از چهار سال داستانش راه به پرده نقره ای پیدا کرد.

نوری میان اقیانوس ها کاری از دِرِک سیانفرانس محصول سال ۲۰۱۶

نوری میان اقیانوس ها کاری از دِرِک سیانفرانس محصول سال ۲۰۱۶

“نوری میان اقیانوس ها” روایت گر داستانی غم انگیز از یک کهنه سرباز بازگشته از جنگ به نامِ “تام شِربورن” با بازی “مایکل فاسبندر” را روایت می کند که در جستجوی سکوت و انزوای درونی مسئولیت یک فانوس دریایی در جزیره ای در استرالیا را به عهده می گیرد. جایی که بتواند نه ساعت ها و روزها بلکه ماه ها هم آغوش دریا باشد و آسمان را هنگام تنهایی اش به روی سَرَش بکشد.

در این همهمه ی سکوتی که در درون “تام شِربورن” نطفهِ غمی کَر کننده را از ما ورای دریاها پی می ریزد، نگاه ها و محبت زنی به نام “ایزابل گریزمارک” با بازی “آلیشیا وکاندر” در عمق فانوس دریایی نفوذ می کند.  همسوی داستان های روایت شده از دیرباز هنگامی که امید در انتهای روز رَخت می بندد، شب های ناامیدِ تاریکی از پس کوه ها زوزه می کشند و داستان را در بحران هایی بَس غم انگیز و محزون فرو می برند.

نوری در اقیانوس ها داستانی گیرا و سراسر احساسی را روایت می کند که حتی در لحظات شادش غمی پنهان دارد. بخش به بخش که جلو می رود حزنش بیشتر می شود و پایانی به شدت تأثیر گذار دارد. همه اینها فقط در کارگردانی و فیلم نامه خلاصه نمی شود و سطح بازی بازیگران ارتباط مستقیمی را با سناریو پیوند داده است.

شیمی که بین آلیشیا وکاندر و مایکل فاسبندر در طول فیلم وجود دارد باور پذیر و بسیار جذاب از آب در آمده است. “مایلک فاسبندر” نشان داده همیشه نقش هایی که به خودش نزدیک تر هستند را بازی می کند، به بهترین نحو ممکن از پسشان بر می آیند. توانایی وی در به تصویر کشیدن انسانی منزوی و درون گرا حیرت انگیز است. در طرفی دیگر “آلیشیا وکاندر” این روزها در سطح بالایی ظاهر شده است و همچنان که توقع می رفت بازیِ درخشانِ چند بعدی از خود ارائه می دهد.

فیلم به راحتی می تواند در ذهن تاریخی ۲۰۱۶ سینما نقشی به یادگار داشته باشد. اما در این سال نتوانست جایزه مهمی در جشنواره ها کسب کند و مورد بی مهری قرار گرفت. در فیلم لحظات مکاتبه ای میان “تام شِربورن” و “ایزابل گریزمارک”وجود دارند که به دفعات روایت می شوند. زیبایی این لحظات را در سنتی نمایش می دهد که این روزها ردِپایی ازش نمانده است. نامه هایی که آن دو برای هم می فرستند در برگیرنده تمام تنهایی ها و عشق هایی است که از سر گذرانده اند و حسی است که بعد از خواندن کتابی مورد علاقه در درون اوج می گیرد. ولی انگار دیگر برای که اهمیت دارد که بزرگترین یادگاری های ادبی بشر همین نامه ها بوده اند که دیگر نوشته نمی شوند.

“نوری میان اقیانوس ها” فیلمیِ تاریخی درباره احوالات خودِ امروزمان است. فیلم مرتبا با مسائلی همچون عشق، نفرت، تنهایی، گذشت و عذاب وجدان در ارتباط است. تأکیدات فیلم بر این که هر علاقه و خواسته ای تاوان و از خود گذشتگی نیاز دارد، از اَرکانیست که چه بیانی و چه به طور پنهان مفهومش در فیلم گنجانده شده است. شاید بتوان اینطور بیان کرد که “تام شِربورن”ما هستیم و جزیره تمامِ ما و دنیایمان است. و بقیه آدم ها صرفا صورتک هایی محو در گستره ذهن های زنگ زدهِ ما هستند که علاقه مندی به آن ها و داغِ رفتنی که بر دل هایمان می گذارند، ما را بیشتر به سمت جزیره تنهایی و تفکر هل می دهند.

در نهایت “نوری میان اقیانوس ها” حکایتِ “مارتین”، پسرکی را دارد که هنگامیکه برای پیدا کردن  “الخاندرو” در قلبش از سفر جنوب باز می گردد، گیج و منگ و غم زده و مرده، هنوز غباری از سوالات متعدد چشمانش را پوشانده است. خیره ماندن به افق تنها مرحمی است که می تواند در گذشته غوطه ور شود. ( اشاره به کتاب قهرمانان و گورها نوشته ارنستو ساباتو)

نوری میان اقیانوس ها کاری از دِرِک سیانفرانس محصول سال ۲۰۱۶

نوری میان اقیانوس ها کاری از دِرِک سیانفرانس محصول سال ۲۰۱۶

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هشت + 2 =

برو بالا