ادبیات جهان

نگاهی موجز به شخصیت “اِما” در “مادام بواری”

گوستاو فلوبر ۱۲ دسامبر ۱۸۲۱ – ۸ مه ۱۸۸۰ نویسنده ی فرانسوی و واقع گرایی است که بیشتر با رمان “مادام بواری” شناخته می شود. آثار او عبارتند از: تربیت احساسات، مادام بواری، سفری به دوزخ، نوامبر، سالامبو، نامه ای به شهرداری روآن، داوطلب، سه داستان، وسوسه ی سنت آنتوان، بووار و پکوشه.

گوستاو فلوبر ۱۸۲۱ – ۱۸۸۰

مادام بواری؛

تحلیل های بسیاری در باب رمان مشهور “مادام بواری” شده است و بررسی و تحلیل این رمان شاید اتفاق تازه ای نباشد. اما گفتنی است که وقتی به جستجو در باب مادام بواری بپردازیم با مطلب های ریز و درشت بسیاری روبرو می شویم که اغلب قضاوتی شبیه هم هم دارند و در همه ی آن ها هجمه های زیادی متوجه شخصیت اصلی داستان، اما بواری است. حال ما در این مطلب نگاه دیگری به این رمان مشهور را ارئه می دهیم که شاید از بعد دیگری به آن پرداخته باشیم.

مادام بووآری – گوستاو فلوبر – ۱۸۵۷

داستان “مادام بواری” از جایی شروع می شود که “شارل بواری” به یک دبیرستان در شهر کوچکی در فرانسه می رود و پس از چندین سال پزشک می شود. مادر او دختری را برای ازدواج با او انتخاب می کند و او نیز می پذیرد. اما چند سال بعد بر اثر یک اتفاق زن می میرد و شارل که عاشق «اِما رئو» دختر یکی از بیمارانش شده بود، ازدواج می کند. دختری که به نام مادام بوواری مشهور می شود و کلیه حوادث داستان حول محور او اتفاق می افتد.

شارل و اما زندگی آرام و خوبی را آغاز می کنند و به نظر خوشبخت می رسند اما آرام آرام اِما احساس می کند آن عشق و توجهی که او احتیاج دارد را در زندگی خود ندارد. “اما” با افرادی به نام رودولف و لئون ارتباط عاطفی برقرار می کند و سپس به علت فراز و نشیب های روحی خود و همچنین قرض هایی که به بار می آورد دست به خودکشی می زند. ظاهرا” طرح داستان به این شکل است که زنی با زیاده خواهی های مالی و احساسی خود باعث نابودی خود و به نوعی خانواده اش می شود. اما در پس این ماجرا چه چیز وجود دارد؟ شاید بتوان با نگاه دیگری به این رمان به این فکر کرد که گوستاو فلوبر سال ها پیش از سیمون دوبووار (نویسنده و فمینیست) حرف هایی در ارتباط با ساختار روانی زنان برای گفتن داشته است. البته که نمی توان انکار کرد که فلوبر تحت تاثیر آثار کلاسیک ادبی، آثارش دارای پیامی انسانی و شاید اخلاقی است اما در این اثر ما با چیزی فراتر از یک داستان کلاسیک مواجه هستیم.

در مادام بواری شخصیت ها هر کدام به صورت جداگانه از نظر روانی بررسی می شوند. در یک خطی طرح داستان گفته شد که اما و شارل زندگی آرام و خوبی دارند تا اینکه… . به راستی زندگی آرام خوب به چه معنا است؟ شاید این ظاهر زندگی شارل و اما است زیرا اِما چیزی را در این زندگی آرام با شارل کم دارد. این داستان شاید ما را به یاد این بیندارد که انگار همه ی انسان ها به دنبال این زندگی به اصطلاح “آرام و خوب” نیستند. اِما به گونه ای زندگی خود را پیش پا افتاده می انگارد ولی اینکه به چه شکلی به پیش پا افتادگی آن واکنش نشان می دهد دیگر به ویژگی های روانی و پیچیدگی شخصیت او مربوط است. ما اغلب با تحلیل هایی روبرو می شویم که تحلیل شخصیت “اِما” را با توصیفاتی چون: تجمل گرا، نادان و … تمام می کنند اما بعید است که فلوبر که خود شبفته ی رمان “مادام بواری” است و اینچنین شخصیت “اِما” را ساخته و پرداخته است چنین نظری درباره ی او داشته باشد.

حال نمی خواهیم به احساسات و یا نظر نویسنده بپردازیم اما شاید بهتر است که با دیدی عمیق تر به این شخصیت ماندگار داستان بنگریم. شخصیتی که همسنگ آناکارنینای تولستوی شاید خواننده آن راهیچ گاه فراموش نکند. داستان مادام بواری تنها بازگو کننده ی زندگی “اِما” نیست و ما می بینیم که داستان از زندگی شارل و پرداختن به او آغاز می شود. اینکه شارل در ابتدا با زنی بزرگتر از خود ازدواج می کند. شاید شارل با ویژگی های روانی و شغلی که دارد علی رغم اینکه عاشق اِما می شود زندگی دیگری را می خواهد که با ویژگی های روانی همسرش جور نیست. اِما زن آرامی نیست و شاید این گناه او نیست که زندگی آرام با یک شوهر اینچنین قانع و آرام را نمی خواهد. گویی “اِما” همواره در طول زندگی خود در جستجوی چیزی است که هر آن فکر می کند که آن چیز را کم دارد اما هر بار هم برای بدست آوردن با ناکامی مواجه می شود.

“ِاما” به دنبال خواسته های خود در روابط عاشقانه، پیچیده و یا زندگی پر تجمل می گردد” اما به واقع خواسته ی او چیست که هربار با به دست آوردن هر کدام از آن ها آرام و راضی نیست؟ شاید در زمان زندگی فلوبر و “اِما” به موضوعات روانشناختی مانند قرون بعد و امروز پرداخته نمی شده است اما در رمان “مادام بواری” ما با یک شخصیت ناکام و ناراضی همیشگی طرف هستیم که مثال امروزی آن را هر کدام از ما در اطراف خود می بینیم و حتی شاید یکی از این انسان های ناراضی خود ما هستیم. “اِما” زنی ساده با با خواسته های معمول (خانه، بچه و شوهر) نیست. او روح سرکشی دارد که اگر امروز و در جامعه ی کنونی فرانسه قرار بود زندگی کند چه بسا یک انسان موفق بود که از آرمان هایش دیگر با الفاظی چون جاه طلبی، زیاده خواهی و حماقت یاد نمی شد. گرچه ویژگی های روانی او پتانسیل این را داشت که هنوز هم با سرگردانی به دنبال خواسته های پیش بینی نشده ی خود برود و همچنان با ناکامی روبرو شود و در نهایت به جای خودکشی با سَم با چیزهای دیگری دست به این عمل زند. رمان “مادام بواری” بارها به زبان فارسی برگردانده یا بازنویسی شده است. مترجمان کتاب مادام بواری در کتاب «تاریخ ترجمهٔ ادبی از فرانسه به فارسی» چنین ذکر شده انذ: «محمود پورشالچی (۱۳۲۷)، ربیع مشفق همدانی (۱۳۴۱)، محمد قاضی با همکاری رضا عقیلی (۱۳۴۱)، داریوش شاهین (۱۳۶۸)، محمدمهدی فولادوند (۱۳۷۹)، مهدی سحابی (۱۳۸۶).

مادام بووآری – گوستاو فلوبر – ۱۸۵۷

 

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × چهار =

برو بالا