تیاتر

به بهانه‌ی تیاتر سه خواهر “حسن معجونی”؛ نگاهی مختصر به چندی از نمایشنامه‌های آنتون چخوف

این روزها “سه خواهر” چخوف به کارگردانی حسن معجونی کارگردان تیاتر در تماشاخانه ی پالیز به روی صحنه می رود. سعید چنگیزیان، فریبا جدیکار، پوریا رحیمی سام، حسین امیدی، مهدی بجستانی، حسین حسینیان، میلاد شجره، فراز سرابی، آناهیتا درگاهی، آوا شریفی، به آفرید غفاریان، فرزانه میدانی و سیاوش البخشی نائینی بازیگرانی هستند که در این نمایش به ایفای نقش می‌پردازند.

آنتوان پاولوویچ چِخوف ۱۸۶۰-۱۹۰۴ نویسنده ی روسی که شهرت او بیش از هر چیز، نگارش داستان کوتاه است. او در طول زندگی خود ۷۰۰ اثر خلق کرده است که تعدادی از آنها نیز نمایشنامه هستند. چخوف تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته ی پزشکی خواند اما قبل از آن در دوران متوسطه، نوشتن را آغاز کرد تا اینکه پس از اتمام تحصیلات پزشکی به طور کاملا” حرفه ای به نوشتن داستان کوتاه و نمایشنامه پرداخت. چخوف نخستین مجموعه داستان‌اش را دو سال پس از دریافت درجهٔ دکترای پزشکی به چاپ رساند. اولین نمایشنامه ی چخوف که مورد استقبال قرار گرفت “مرغ دریایی” (۱۸۹۷) بود که در تیاتر هنری مسکو به اجرا درآمد. می توان گفت رویکرد نمایشنامه های چخوف همچون داستان های او به مسائل و مشکلات انسان ها، و روابط آن ها می پردازد. چخوف آدم‌هایش را پس از گشت و گذاری رؤیا گونه در عالم موهومات، با حقایق تلخ و ناخوشایند زندگی رو در رو می‌سازد. به نظر می رسد ملال، بیهودگی و بطالت به شدت دغدغه های او هستند چرا که در همه ی نمایشنامه های وی با این ویژگی ها به نوعی روبرو می شویم. نشان دادن ابتذال زندگی بورژوایی و ثبت لحظه های زود گذر زندگی از دیگر ویژگی آثار چخوف است که هر لحظه در مواجهه با آثار او با آنها درگیر هستیم. در نمایشنامه ی”مرغ دریایی” ما با عشق های ناکام و شکست خورده و رابطه های عاشقانه ی پیچیده بین شش نفر روبرو خواهیم شد. شخصیت های نمایشنامه ی مرغ دریایی مانند اکثر آثار چخوف دارای رخوت و بیکاری مزمنی هستند که در خلال آن دل می بازند و عاشق می شوند. گاه چخوف مخاطب خود را به این فکر می اندازد که شخصیت هایش برای فرار از این روزمرگی و رخوت عاشق می شوند.

آنتوان چخوف، ۱۸۶۰ - ۱۹۰۴

آنتوان چخوف، ۱۸۶۰ – ۱۹۰۴

باغ آلبالو را برخی اوج نمایشنامه نویسی چخوف می دانند. در این اثر داستان از این قرار است که یک زن اشراف‌زادهٔ روس به همراه خانواده‌اش با مشکلی به نام ورشکستگی مواجه می شود. آن ها مالک باغ آلبالوی خاطره انگیزی هستند که به سبب بدهکاری در گرو بانک است. باغ قرار است حراج شود ولی ما شاهد نوعی بی تفاوتی از سوی خانواده هستیم و آن ها برای نجاتِ فروش خاطرات شان فعالیتی نمی کنند. گویی چخوف با نشان دادن این انفعال در تک تک آثارش می خواهد تصویری از جامعه ی معاصر خویش را ارائه دهد.

“دایی وانیا” یکی دیگر از نمایشنامه های مشهور چخوف است که در آن دانشمندی به تصویر کشیده می شود که البته به نوعی دچار میانمایگی است. در این نمایشنامه نیز موضوع خانواده ای رو به زوال است. شاید چخوف قصد داشته که جامعه ی روسیه ی زمان خود را مورد نقد قرار دهد اما به نظر می رسد که او با آثار خود “انسان” معاصر را به چالش می کشد. ما هنوز بعد از گذشت یک قرن از آثار چخوف امثال شخصیت ها و خانواده های نوشته شده ی چخوف را در اطراف خود مشاهده می کنیم و آن ها از نظر هیچ کدام ما دور و غیر ملموس نیستند. وقتی در نمایشنامه ی ” جاده بزرگ” زندگی شخصی به نام بورتسوف را می بینیم که از یک مرد ثروتمند و موفق تبدیل به آدمی بی خانمان شده و این اتفاق بر اثر بی ارادگی و انفعال او حادث شده است حداقل چند مثال عینی در ذهنمان نقش می بندد.

نمایشنامه ی سه خواهر ؛

“سه خواهر” در سال ۱۹۰۰ نگاشته شد و برای اولین بار در سال ۱۹۰۱ به روی صحنه رفت. در این نمایشنامه داستان زندگی سه خواهر است که از زیبایی در شهرستان خود زبان زد خاص و عام اند اما این سه خواهر که دچار ملال و ناامیدی اند تمام آمال و آرزوی خود را در رفتن از شهر خود (مهاجرت) می پندارند. آنها هر سه در آرزوی زندگی در پایتخت هستند و درباره ی زندگی در آنجا تصوراتی را در ذهن خود می پرورانند. در این اثر ما می بینیم که این سه خواهر فقط به شدت از وضعیت خود ناراضی هستند اما علی رغم ناراضی بودن هیچ اقدامی برای تغییر وضعیت خود انجام نمی دهند. باز هم در اینجا انفعال در داستان بیشترین تاثیر را دارد. در همین وضعیت است که ناگهان عده ای جوان نظامی وارد شهر می شوند. با وارد شدن نظامیان شور و نشاط وافری زندگی سه خواهر را دربرمی گیرد و آنها را از هر فکری بیرون می آورد و دچار نشاط می کند. خواهری که معلم بود و همیشه از شغل خود ناراضی، حال دیگر با امید به کار خود ادامه می دهد. دیگری عاشق یکی از نظامیان شده و سومی تصمیم به ازدواج با یکی دیگر از آن ها می گیرد. اما در همین میان است که ناگهان جوانان نظامی مجبور به ترک شهر می شوند. این اتفاق و اتفاقات خانوادگی دیگر که برای سه خواهر بسیار ناگوار است حادث می شود اما در کمال حیرت ما شاهد بازگشت سه خواهر به وضعیت اولیه هستیم. معلم ناراضی، خواهر عصبی و دیگری مانند دیوانه ای سرخوش باقی می مانند.

به راستی این ترس از تغییر و انفعال ما را یاد چه چیز می اندازد؟!

نمایش سه خواهر – حسن معجونی

این روزها “سه خواهر” چخوف به کارگردانی حسن معجونی کارگردان تیاتر در تماشاخانه ی پالیز به روی صحنه می رود. سعید چنگیزیان، فریبا جدیکار، پوریا رحیمی سام، حسین امیدی، مهدی بجستانی، حسین حسینیان، میلاد شجره، فراز سرابی، آناهیتا درگاهی، آوا شریفی، به آفرید غفاریان، فرزانه میدانی و سیاوش البخشی نائینی بازیگرانی هستند که در این نمایش به ایفای نقش می‌پردازند. حسن معجونی در سال های اخیر چند نمایشنامه از چخوف را به روی صحنه برده است و به نظر می رسد که او به آثار آنتون چخوف نگاه خاص و ویژه ای دارد زیرا در این سالهای اخیر معجونی همواره سعی کرده است که رویکردی چند بعدی و حتی پست مدرنیستی به اجرای چخوف داشته باشد.

حسن معجونی پیش از این و در سال ۸۹، نمایش “سه خواهر” را در تماشاخانه ایرانشهر اجرا کرده بود.

پوستر نمایش سه خواهر اثر آنتون چخوف

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × 1 =

برو بالا