شور زندگی
روانشناسی و موفقیت

چگونه مانند کودکی شور زندگی داشته باشیم؟

شوربختانه در دنیای امروز هر یک از ما به واسطه‌ی گذر روزها، هر روز ژولیده‌تر و بی طراوت‌تر از پیش می‌شویم، هر روز بیش از روزِ پیشین شور زندگی را از کف می‌دهیم. هر روز مسیج‌های خود را چک می‌کنیم و با سلامی خالی از لطف و احساس به همسایه، یک به یک کارها را انجام می‌دهیم و سرمان به همین گونه گرم است. گویا ما در رؤیا به سر می‌بریم، چرا که از وجود زندگی در اطراف‌مان کاملاً آگاه نیستیم، از این زیبایی بیکران، از این قدرت نامتناهی.

اگر با خود صادق باشیم درمی‌یابیم که بسیاری از ما در لحظاتی از زندگی‌مان می‌توانیم در زیباییِ زندگی، ارزش‌مند بودن آن و قدرت الهام بخش هستی غرق شویم. شوربختانه در دنیای امروز هر یک از ما به واسطه‌ی گذر روزها، هر روز ژولیده‌تر و بی طراوت‌تر از پیش می‌شویم، هر روز بیش از روزِ پیشین شور زندگی را از کف می‌دهیم. هر روز مسیج‌های خود را چک می‌کنیم و با سلامی خالی از لطف و احساس به همسایه، یک به یک کارها را انجام می‌دهیم و سرمان به همین گونه گرم است. گویا ما در رؤیا به سر می‌بریم، چرا که از وجود زندگی در اطراف‌مان کاملاً آگاه نیستیم، از این زیبایی بیکران، از این قدرت نامتناهی.

در این بین، پرسش این است که ما را چه می‌شود که این‌سان، آن منظر زیبا از زندگی را، آن شور زندگی را، از کف می‌دهیم و زندگیِ ماشینی را در پی می‌گیریم؟ پاسخ ساده است! ما صرفاً به زندگی عادت کرده‌ایم و باورمان این است که تمامی چیزها و حتی خود ما «طبیعی» هستیم. آن‌گاه که چیزهای اطراف را هر روزه می‌بینیم، بر این پندار می‌رویم که آن‌ها از پیش نیز بوده‌اند و این یک امر «طبیعی» است. چیزها از برایمان خسته‌کننده شده‌اند، دیگر چیزی توجه ما را به خود جلب نمی‌کند، دیگر در ما شور زندگی نیست!

بدِ قصه اینجاست که هر روز از کنار درختان، گل‌های زیبا و بسی چیزهای دیگر گذر می‌کنیم لیکن نگاه‌مان به آن‌ها نمی‌افتد، اصلاً نمی‌بینیم‌شان. اکثر ما، اگر نگویم همه‌مان، به زندگی عادت کرده‌ایم، به پدیده‌هایش، به ویژگی‌هایش. اما آیا تا به حال دویدن یک کودک را به دنبال یک توپ دیده‌اید؟ دیده‌اید که چگونه با شوق و خنده به دنبال توپ می‌دود و فارغ است از هر آن‌چه که فراسوی زندگی است؟ اما ما چه؟ ما صرفاً در بندِ تلفن همراه خود هستیم. کجاست آن شور کودکانه؟ کجاست آن شور زندگی و شوق به تعالی؟

هر آن چیز زیبا و طبیعی را نادیده می‌گیریم که صرفاً به گوشی موبایل و موارد مربوط به آن توجه کنیم. از یک تصویر زیبا در گوشی موبایل تمجید می‌کنیم بی آن که آگاه باشیم در کنار ما، در محل زندگی‌مان و در بسیاری از مکان‌هایی که بی توجه از آن‌ها عبور می‌کنیم، این تصاویر و مناظر به طور طبیعی و زنده وجود دارند و این ما هستیم که چنان سرد و بی‌روح شده‌ایم که قادر به دیدن آن‌ها نیستیم. انتقاد من از هیچ‌کس نیست چرا که اکثریت ما، اگر نگویم همه‌مان، به سبب روحِ دورانی که در آن زندگی می‌کنیم این‌سان به زندگی عادت کرده‌ایم و نمی‌بینیم آن‌چه که می‌بایست ببینیم. ولیکن این پایان ماجرا نیست. ما می‌توانیم این وضع را تغییر دهیم. تغییر وضع موجود از ویژگی‌های خاصِ انسان است و اگر انسان هستیم، که هستیم، ما را توانایی آن هست که تغییر دهیم آن‌چه را که روح زندگی را از ما دور می‌کند. اما چگونه؟

  • نگاه کودکانه را در خود توسعه دهیم. به چیزها چنان بنگریم که گفتی هیچ زمان آن‌ها را ندیده‌ایم.
  • هر روز به اطراف خود نگاه کنیم و دریابیم آن‌چه را که بابت داشتن‌شان سپاسگزار هستیم.
  • سعی کنیم هر روز به آدمیان نگاه کنیم. هر روز به یکی‌شان نگاه کنیم و این‌گونه در نظر بگیریم که هر یک از آن‌ها زیباترین انسان‌هایی‌ اند که تا کنون بر روی این سیاره زیسته‌اند. اینگونه بنگریم‌شان که هر یک از آن‌ها لایق و سزاوار عشق و محبت ما هستند، تماشایشان کنیم و عمق وجودشان را دریابیم.

قلب خود را باز کنید و به ژرفای جهان بنگرید. این جهان و زندگی در آن هدیه‌ای‌ست به هر یک از ما. بیایید این را فراموش نکنیم.

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده − 7 =

برو بالا