کافه سوسایتی؛ کاری از وودی آلن محصول سال ۲۰۱۶
سینما

“من هنوز هم به تو فکر می کنم”؛ کافه سوسایتی آخرین ساخته وودی آلن (Cafe Society)

و من، منی که از تو به تو رسیده بودم و رسیدن فاصله ای بود به وسعت از دست دادن، هنوز هم ….. هنوز هم به تو فکر می کنم.

در حالی که آسمان زیبایِ غروب، نیویورک را احاطه می کرد، سال به پایان رسید….

و من، منی که از تو به تو رسیده بودم و رسیدن فاصله ای بود به وسعت از دست دادن، هنوز هم ….. هنوز هم به تو فکر می کنم.

کافه سوسایتی؛ کاری از وودی آلن محصول سال ۲۰۱۶

کافه سوسایتی؛ کاری از وودی آلن محصول سال ۲۰۱۶

گرمای وجود تو نه از سر ذوق جوانی بود و نه برای انعکاس یک حس بداهه، تو با نهایت وجودت، با لحظه لحظه ی بودنت به من اضافه شدی و زیبایی را تدریس می کردی و من برای یک شروع نامعلوم دستانت را نه با دستانم که در قلبم فشردم و تو آغاز شدی…..

اما گاهی همه چیز زمانی آغاز می شود که از دست دادن های بی وقفه شروع می شوند.

من هنوز هم به تو فکر می کنم و این در حالیست که حسی غریب را پدری می کنم و به گرمای بوسه ای مبهم دچار می شوم.

بخند، بخند تا لبخندت زیبایی را دوباره با جهان آشتی دهد. بخند تا بهار شود، تا پروانه ها رقص کنانِ گل ها باشند و بال بگشایند، بخند تا شکوه معنا گیرد و شهر سراسرْ اتمسفرش را زیست کند و تو حیات باشی …. که حیاتی به وسعت یک روز برای تمام عمر، و تو همان سراسرِ شادیِ شب های روشنی که این بار نه در کنار رودی بی پایان که در سفری به رنگ های گرم و حال و هوایی پر از حس و شور و سرعت، مملوء از معاصریتِ پر زرق و برق یافتمت و تو زمان را هدیه داده ای.

اگر برای من می میری

من برای تو می میرم

و گورهای مان مثل دو عاشق خواهد بود

که لباس های شان را با هم می شویند

در یک لباس شویی خودکار

اگر تو صابون می آوری

من پودر می آورم

من هنوز هم به تو فکر می کنم …… به تو؛ به تویی که زیبایی ات غمگین ام می کند و این ماندگار ترین حزن در نقش و نگاهم خواهد بود.

گاهی ممکن است در اعماق شادی، مشغله و فکر و حرف و بحث، با شنیدن یک موسیقی، با استشمام یک عطر لعنتی و یا شنیدن نامی آشنا، به کیلومترها و سال های دوری پرواز کنیم و فاصله گیریم و به روشن ترین آتشِ پنهانِ درون مان پناه بریم. کنار فوران فکر گرم شویم و سراسر وجودمان نمناک و بی قرار به هیچ شود و هیچ نگویم که سکوت سرشار از ناگفته هاست…..

به سوال های بی جوابی فکر کنیم که روایت و قصه ای بی نهایت باز را پنهان کرده اند و لبخند زنیم و گم شویم در پس کوچه های روزمرگی و هیچ نگوییم و هیچ نباشیم. آنجاست که از خود می پرسیم؛ به راستی معنای واقعیِ خوشبختی چیست؟ آیا اساسا در زندگی حق انتخابی وجود دارد و یا ……

و هزاران سوال صامت و ساکن، هزاران سوال بی جواب، هزاران بغض، هزاران تکرار و هزارن گذر و عبور از حیاتی بی بدیل و بی حساب.

 

“بشریت بیش از هر زمان دیگری در تاریخ با یک دوراهی مواجه شده است. یک مسیر، به سوی افسردگی و نا امیدی مطلق می‌رود و دیگری به سوی نابودی و انهدام مطلق”

وودی آلن

کافه سوسایتی؛ کاری از وودی آلن محصول سال ۲۰۱۶

کافه سوسایتی؛ کاری از وودی آلن محصول سال ۲۰۱۶

به کانال تلگرام نت نوشت بپیوندید به صفحه اینستاگرام نت نوشت بپیوندید
برای درج دیدگاه کلیک کنید

پاسخی بگذاید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج + 1 =

برو بالا